شواهد جديد از نحوه كشته شدن داوود خان و خانواده اش در جريان كودتاي 7 ثور 1357 قسمت نهم
به اساس دلایل فوق و آنچه گلالی جان به آن اشاره کرده و هم با در نظر داشت گفتار داؤود غازی نواسۀ داؤود خان که در کتاب غوث الدین فایق، نقل شده و علاوه بر آن، با توجه به خبر منتشره در روزنامۀ اطلاعات ایران، خود کشی داؤود خان در آخرین ساعات، با فیر تفنگچۀ خودش، بیشتر محتمل و قابل باور میگردد.
*
سخنان محترم فضل الرحمن تاجیار معاون گارد جمهوری
در این جا می رسیم به یک شاهد معتبر دیگر که در بیرون قصر دلکشا و از درون قوای گارد جمهوری، جریان آن روز مرگبار را حکایت میکند.
محترم دگروال فضل الرحمن تاجیار فعلاً مقیم کلیفرنیا که در آن زمان جکتورن و آمر اوپراسیون گارد و هم معاون قوماندان گارد جمهوری بود، ضمن چند صحبت تلیفونی با من (ملکیار) طی سالهای ۲۰۱۹ الی ۲۰۲۲، چشم دید هایش را چنین بیان کرده است:
«ما شب قبل از کودتا، آماده باش شدیم، فردای آن، ساعت هشت صبح یک فیر ظاهراً تصادفی صورت گرفت و بعداً شناختیم که فیر از طرف یک پرچمی بنام (عزیز حساس) قوماندان قطعۀ تشریفات بود. (شاید این فیر، یک علامت دادن به افراد حزبی شان بوده باشد. نویسنده).
در گارد دو کندک وجود داشت، تعداد عساکر جمعاً به یک هزار نفر می رسید. سلاح های گارد، زره پوش، راکت انداز و ماشیندار بود. در اول ماجرا تولی حمایه از بالا حصار آمد، اما چون مطمئن نبودیم که دوست است یا دشمن، ما تمام آن قطعه را زندانی کردیم. قوماندان آن قطعه لعل محمد نام داشت.
من در طول شب سه بار سردار صاحب داؤود خان را از نزدیک دیدم. و هر بار راپور اوضاع را برای شان توضیح دادم. حوالی شام صاحب جان خان قوماندان گارد برایم هدایت داد که چند میل سلاح به داخل ببرید. من به فضل احمد آمر بلوک ادارۀ گارد که مسؤول نگهداری سلاح بود، هدایت دادم که چند میل کلاشینکوف را به داخل برساند و او این امر را اجرا کرد و سه یا چهار میل سلاح را به داخل قصر گلخانه تسلیم نمود.
در اوایل شب داؤود خان به همه گفته بود که به قندهار برای ارسال طیاره و به فرقۀ هشت برای ارسال تانک هدایت داده ام. اما بعد از نیم شب به ما گفت که طیاره ها تیل ندارند و تانک ها بطری ندارند.
عبدالحق علومی که آمر کشف گارد بود، در اول روز به سردار داؤود خان گفت که تا آخرین قطرۀ خون، از شما دفاع میکنیم، اما در آخر با کودتاچیان یکجا شد. آقا محمد (خلقی) که یک صاحب منصب در گارد بود، بر ضد گارد فعالیت نموده و مخابره را فلج کرده بود. به این ترتیب دیده می شد که در تمام قطعات وفاداری به داؤود خان از بین رفته بود.
بار آخری که نزد داؤود خان رفتیم، یک ساعت قبل از روشنی صبح بود. سردار صاحب به صاحب جان قوماندان گارد گفت که: “من تصمیم خود را گرفته ام، نمی خواهم شما جوانها کشته شوید، شما بروید خود را تسلیم کنید”. من در حالیکه اشک از چشمانم جاری شده بود، گفتم که ما نمی خواهیم تسلیم شویم و تا آخر می جنگیم. درین لحظه صاحب جان به من گفت که “این امر رهبر است، باید اجرا شود.”
یک ساعت بعد، در حالیکه صدای آذان صبح از مسجد پل خشتی شنیده می شد، گارد را جمع کردیم، هنوز هم تعداد افراد به چند صد نفر می رسید. جکتورن آقا محمد قندهاری (آمر مخابره) بیرق سفید را بلند کرده به هدایت لعل محمد (قوماندان قطعۀ حمایه که قبلاً تحت توقیف ما قرار داشت) کنترول را در دست گرفته و افسران گارد را با دستان بالا به طرف فوارۀ مقابل وزارت مالیه که در آن زمان خشک بود، راهنمایی کردند.
همه افراد در آنجا تجمع کرده و تا ساعت دوازده ظهر آنجا ماندیم. بعد از آن کودتاچیانی که از پلچرخی آمده بودند، اداره را به دست گرفته و همه را به طرف سینما آریانا سوق دادند، صاحب جان را در ارگ از دیگران جدا کرده و بردند. در این هنگام عبدالحق علومی، عزیز حساس و رحیم شادان، از جمع ما جدا شده و با کمونیست ها پیوستند.
یکی از این کودتاچیان بنام نورالله مرا دشنام های رکیک داد و قاتل (عمر شهید) نامید. (عمر یکی از صاحب منصبان پرچمی بود که زرهپوش حامل وی، در اولین ساعات حمله به ارگ، با فیر راکت انداز از طرف گارد جمهوری، آتش گرفت و از بین رفت. نویسنده).
در شام روز هشت ثور، سرویس های ملی بس آمد و همه را به طرف قوای چهار زرهدار پلچرخی، انتقال داد. در پلچرخی قوماندان جدید گارد (توفیق عزیزی) آمده، مرا قاتل نامید و چندین سیلی زد، و حتی نگذاشت به بیت الخلا بروم و گفت بگذارید تا……… و پس از آن روز، روز های زندان و سیاه روزی و بدبختی»
*
نتیجه
به این ترتیب در جریان کودتای خونین هفت ثور، یک تعداد از اعضای خانوادۀ شریف رئیس جمهور، با تصمیم نادرست جمع شدن و محصور ماندن در قصر گلخانه، توسط فیر های کودتاچیان از بیرون، و یک تعداد دیگر با فیر های اعضای خانواده در داخل، معصومانه کشته شدند.
نوسنده وبلاگ:علیجان سعیدی فارغ التحصیل فقه و اصول از جامعة المصطفی،کارشناس ارشد تاریخ از دانشگاه باقرالعلوم(ع) و کار شناس ارشد علوم تربیتی از جامعة المصطی العالمیه.
