تاریخ تحولات فرهنگ و تمدن، بخش از تاریخ اجتماعی است که به تحولات فرهنگی و دستاوردهای علمی جامعه مورد مطالعه در گستره زمانی معین می پردازد. در تاریخ فرهنگ و تمدن، آفرینش های علمی و فرهنگی، نو آوری ها و خلاقیت و پیشرفت جامعه در ابعاد ذهنی و فکری و علوم و فنون مورد دقت قرار می گیرد. برایند جامعه متمدن، ابداعات و اختراعات و پیشرفت سبک زندگی است. جامعه ای در حال تحول بطور آهسته و با آهنگ متعادل، دیگر گون می شود وتغیرات وسیعی را به تجربه می گیرد. بزرگترین بازخورد و نشانه تمدنی یک جامعه تساهل، مدارا، بالا رفتن آستانه تحمل، خویشتن داری، قضاوت بر مبنای خرد و پذیرش نظم اجتماعی می باشد. جامعه ای که به تعالی فرهنگی می رسد، امور اجتماعی نهادینه می شود و درشاهراه تمدن قرار می گیرد و بدین گونه موجبات رشد فضایل اخلاقی، وملکات انسانی چون هنر و علم آماده می شود.

تحولات بزرگ در مقياس تمدني كه از سده هاي دور درسرزمین افغانستان (خراسان قدیم) شروع شد و شتابان به سمت آينده در حركت بود هرچند با ناملايمات و تحولات سياسي و اجتماعي و ديگرگوني هاي همه جانبه در مسير راه مواجه گرديد و متاثر از آن دچار فراز و نشيب شد اما هرگز افول نكرد و به خاموشي نگرائيد بلكه هراز چند گاهي شاهد طلوع ستاره اي در آسمان غبار گرفته اين سرزمين بوديم. تحقیقات تاریخی نشان می دهد که نقش شیعیان در پیشرفت علمی و فرهنگی افغانستان در دوره میانه( 32ق تا 1160ق)بسیار بزرگ، ارزشمند و تاثیر گزار بوده است. در طول بیش از هزار سال، صدها اندیشمند و متفکر، متاثر از باور شیعی از این سرزمین ظهور کردند و با خلق آثار بی شمار در پویایی و بالندگی فرهنگی و علمی منطقه از یکسو و تمدن اسلام از سوی دیگر نقش بزرگ ایفا کردند. بدون شک افتخارات علمی و دستاوردهای تمدنی قرون میانه افغانستان، بخش مهم ازشاکله تمدن اسلامی محسوب می شود ازاینرو می تواند سهم خراسانیان را در بنای بزرگ تمدن اسلامی بازنمایی کند. خراسان تاريخي كه بخش اعظم آن امروزه در جغرافياي سياسي كشور افغانستان قرار دارد بخشي از قلمرو ايران فرهنگي محسوب مي شد و ميراث مشترك ساکنان فلات ایران، يعني زبان فارسي به نحو اتم واكمل دراين قلمرو كاربرد داشت. در طول قرون ميانه صد ها اثر علمي به زبان فارسي دري از قلم انديشمدان خراساني به رشته تحرير در آمدند. اين آثار بدون شك تاثير بارزي در شكوفايي و ساخت تمدن اسلامي ايفا كرد. پيشرفت شیعیان در علوم، فلسفه، حقوق، اقتصاد، سياست، اخلاق، تنظيم امور اجتماعي، حکومت داری و نظام دیوانی بسيار وسيع و گسترده بود. آنان با الهام از آموزه هاي ديني سعي كردند تغيرات وسيعي شامل نظم و انضباط اخلاقي، برتري سطح زندگي، شرح صدر، اجتناب نسبي از تعصب و همدیگر پذیری را در راستاي ايجاد فرهنگ پيشرو به وجود آورند تا زمينه و بستر لازم براي توسعه علمي در ابعاد مختلف و دستاوردهاي مادي و معنوي طي قرون متمادي مهيا گردد. بدون شک شهر های مانند بلخ، بامیان، غور، غزنه، غرجستان، کابل، زابلستان، قندهار، سیستان، هرات، فوشنگ، بُست، بامیان، کابل که در متون تاریخی به کرات یادشده است از آن جهت معروف شدند که در آنها مشاهر و اعلام بزرگی به سر می بردند و بخش قابل توجه از آنان شیعی بودند. بعنوان نمونه به تعدادی از بزرگان شیعی می توان بصورت ذیل اشاره کرد:

نقش ابوخالد كابلی در علوم اسلامی، اباصلت هروی، ریان بن صلت هروی، نصر بن صباح بلخی در گسترش علوم، احمد بن سهل ابوزید بلخی، ابوزید احمد بن سهل بلخی (در حدود ۳۲۲ قمری) جغرافی‌دان، ریاضی دان، مقاتل بن سلیمان بلخی(مفسر)، ابوالقاسم كعبی بلخی( مفسر و دارای كتب تفسیری)، احمد بن سهل ابوزید بلخی(فیلسوف و مفسر)، ابو شقیق بلخی( عرفان) صاحب كتاب مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ابوالقاسم ضحاك مزاحم بلخی( از مفسران وازاصحاب امام سجاد(ع)،امیرحسین غوری هروی(عرفان)، معین الدین فراهی هروی (صاحب حدائق الحقایق فی كشف الاسرار و الدقائق)، ملا موسی هزاره( كشف الایات)، محمد كاظم قاری قندهاری( علوم قرآن) ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی( صاحب تفسیر گازر( جلاء الاذهان...) شخصیت و آثار ابوریحان بیرونی، شخصیت و آثار علامه حیدر قلی خان سردار كابلی(منجم و ریاضی دان) شخصیت و آثار آیت الله العظمی فیاض(فقیه و اصولی)، شخصیت و آثار ملا فیض محمد كاتب(تاریخدان)، شخصیت و آثار علامه مدرس افغانی(ادیب)، شخصیت و آثار آیت الله سید سرور واعظ( صاحب مصباح الاصول)، شخصیت و آثار آیت الله العظمی محقق کابلی، شخصیت وآثارآیت الله محمدی بامیانی(فقه و اصول)، شخصیت و آثار آیت‌الله محسنی.

با وجود پشینه درخشان، سیر حرکت علمی و فرهنگی شیعیان افغانستان ازاواسط قرن هجدهم میلادی، متاثراز تحولات سیاسی این کشور و شکل گیری نظام سیاسی دودمانی دچار نوسان شدو در حرکت رو به شد آن وقفه ایجاد گردید. نوشته حاضر به واكاوي بازخواني و بازبيني فرهنگ و تمدن شيعيان افغانستان مي پردازد تا در پرتو يك تحقيق علمي همه جانبه و فراگير با اتكا به منابع متقن و دسته اول، مفاخر و مواريث شيعي معرفي گردد.

سوال که مطرح می شود اینست که راز شکوفایی فرهنگ و تمدن شیعیان افغانستان در دوره میانه و علل رکود در قرون جدید چیست؟ پاسخ تفصیلی درمتن این نوشته خواهد آمد اما می توان این جواب را فرض گرفت که فرهنگ یک بعدی، یک سویه و جزم گرایانه هچ گونه تضمینی برای بقا ندارد چه رسد به اینکه بتوان ازآن به عنوان پشتوانه ای برای تحول و تکامل علم و مدنیت بهره بر داری کرد. تا زمان که در کلان فرهنگ افغانستان مدارا، تساهل، همدیگر پذیری، مخالف پذیری، امنیت روانی و آزادی مناسب برای پیروان مذاهب اسلامی وجود داشت، زمینه رشد فکری و عقلی و گردش و انتقال دانش و ارزش از طریق آموزش و تعلیم مهیا بود، پرورش نخبگان و فرهیختگان در محضر عالمان و استادان بدون تعصب و تصلب صورت می گرفت. در مکاتب فکری هرات، بلخ، غزنین، ...اندیشمندان بزرگی به تولید علم و رونق دانش اشتغال داشت. چنین فضای متساهل فرهنگی، بستر رشد علمی را نه تنها برای شیعیان بلکه برای پیروان تمامی مذاهب اسلامی تسهیل کرد، نتیجه آن توسعه تمدنی و فرهنگی در ابعاد مختلف بود. اما ورود ناسیونالیسم یا ملی گرایی افراطی در کشور و باز تولید آن در فضای اجتماعی و فرهنگی افغانستان توسط احمد شاه ابدالی و برجسته شدن آن در دوره های بعد، باعث ایجاد ناهمگونی در جامعه گردید. تلاش برای ایجاد و بزرگ نمایی مرزهای خود ساخته نَسَبی برخواسته از خون اجداد مشترک ( حقیقی یا موهومی ) مرزهای سنتی را درنوردید و تعلقات جدید را به جود آورد. مذهب نیز به کمک اکثریت غالب آمد، مذهب شیعه و پیروان آن، بیگانه و نا متجانس تشخیص داده شد و بدینسان احساسات و عواطف جای خرد و عقل را گرفت و چراغ دانش و تمدن به خاموشی گرائید.