ظهور وبروز تربیت در حادثه عاشورا
ظهور وبروز تربیت در حادثه عاشورا
وظیفه تربیت به عبارت ساده و کوتاه عبارت است از : سازندگی ، وآفرینندگی ،ساختن وسازمان دادن ، تلاش برای ایجاد تعادل بین نیاز ها وتمایلات وغرایز. با دید وسیع تر می توان گفت ، تربیت وظیفه دارد سه جنبه آدمی را بسازد : تن ، سر ، روان .از این سه ، تعبیر به تربیت فکری وعقلانی ، تربیت جسمی ،وتربیت روانی- حرکتی شده است .در مجموع می توان گفت که تربیت صحیح آن است که فرد را به ایجاد رابطه صحیح بین خود ، خدا ، جامعه، وطبیعت قادر سازد ،اورا فرد مفید وموثر برای خانواده وجامعه سازد انسانی بیافریند که دارای نیل وصول به ارزش های عالی انسانی باشد ، قدرت ابتکار وتصمیم گیری داشته باشد ، آداب زندگی را بداند ، در مسیر جریانات اجتماعی وبرکنار از هر گونه پیش داوری حرکت کند . تربیت وظیفه دارد انسانی بسازد که زندگی اش بر اساس معیار ها وضوابط اندیشیده شده ،مبتنی بر استقلال شخصیت ،عدالت اجتماعی ، شناخت زیبائی وانتخاب احسن، مبانی اخلاقی وانسانی باشد.
عاملان تربیت
سازندگان کودک وتاثیر گزاران در ساخت شخصیت آنان در گستره خانواده ، مدرسه ، اجتماع ومحیط طبیعی ، عاملان تربیت اند.این عوامل را می توان در سه طیف : والدین ، اجتماع وعوامل خارجی دسته بندی کرد .در این میان والدین عامل اصلی در تربیت کودک محسوب می شود ومهمترین نقش را در تربیت ایفا می کند . تولد هر فرد بصورت پاک وطاهر وبر فطرت الهی است [1] .خداگرایی ، توجه به منشا خلقت واصل وحدت در خالقیت ، در فطرة انسان نهفته است ، وهر مولود به فطرت الهی به دنیا می آید گرچند پدر ومادرش یهودی یا نصرانی باشد [2] .اگر کودک در مسیر زندگی دچار لغزش می گردد ، به راههای خطا وناثواب کشیده می شود ، جذب ادیان، مذاهب وگرایش های معنوی وعرفانی غیر حق می گردد ،در اثر القائات تربیت ، تاثیر پذیری از محیط وکنش ها وواکنش های والدین ومربیان تربیتی است . والدین از یک سو عامل وراثتند واز سوی دیگر عامل محیط. در جنبه وراثت ،خصایص بسیاری را از خود واجداد خود به فرزندان منتقل می کند .خصوصیات فزیکی ،ساختمان جسم ، ترکیب بدن،ویژگیهای روحی ،خلقیات و...می تواند از جمله این خصایص باشد . در جنبه محیط دامان والدین نخستین مدرسه برای کودک است که در آن همت های بلند ، ارزش های عالی ،خلق وخوی نکو وآزادگی وبرعکس ،پستی ها، کج خلقی ها ، وانزواطلبی ها را ممکن است بیاموزد .والدین در واقع اولین آموزگار ،وخانه نخستین محیط آموزشی برای کودک بشمار می رود. در این میان البته سهم مادر به مراتب بشتر از پدر است چون در سالهای اولیه ، مادر بشتر تکیه گاه فرزند است وارتباط عاطفی مادر وکودک به مراتب بشتر است نسبت به پدر. به همین سبب نقش مادر در تربیت فرزند مهم تر وسنگین تر است .در اهمیت نقش والدین همین کافی است که بگویم از حدود 95 هزرا ساعت زندگی کودک تا پایان یازده سالگی ،فقط حدود پنج هزار ساعت آن در مدرسه وحد اکثر قریب همین مدت با فامیل ،بستگان ودوستان وباقی در خانه سپری می شود . بیان این مساله یک تلنگر است برای والدین که ایمان وآگاهی خود را در جهت تربیت فرزند تقویت کنند ،چون ساختن وتربیت آدم ،بسی دشوار تر از ساختن هر پدیده دیگر است .وقتی که بنا شود برای پرورش زنبور عسل ودام ،مربی ، دوره آموزشی بیبند وتجربه کسب کند ، برای تربیت انسان این تجربه آموزی به مراتب ضروری تر است .کودکان همچون علف هرز نیستند که به خود واگذار شده باشد ،آنها نهال های هستند که در سایه پرورش ، باید رشد یابند ،ببار نیشینند ومیوه شرین دهند که کام جامعه را شرین کند واین بیش از پیش مسئولیت والدین خصوصا مادر را بشتر می کند .بی جهت نیست که گفته اند : از دامن زن ، مرد به معراج می رود. یعنی عروج روحی وسیر معنوی وعرفانی ، در رسیدن به مراتب از کشف وشهود در نتیجه تربیت صحیح می باشد .مشهور است که می گوید : مادر با یک دست گهواره را تکان می دهد وبا دست دیگر دنیا را . یعنی فرزند که زیر دست مادر است ممکن است فردا دنیا را تکان دهد .این دگر گونی وتحول که در اثر تربیت رخ می نماید ممکن است به دوطریق جلوه گر شود :
جنبه تخریبی تربیت : تبارز تخریبی تربیت که بدون شک یک از دلایل مهم آن بی توجهی یا کم توجهی والدین ومربیان است ،ممکن است بصورت کج خلقی ، بزهکاری ، نارسایی فکری ،حرمت شکنی ، زیاده طلبی ، تمامیت خواهی ، ظلم ، نابرابری ،اجحاف ،تجاوز گری قتل وغارت ظهور کند .نمونه های چنین انسان های که دنیا را به آتش کشیدند ،فتنه عظیم را به پا کردند و تمدن ها را نابود ساختن ،بسیارند .واکاوی روانشناسانه ثابت کرده اند که همه آنها از نوعی عقده های روانی که در اثر کمبود عاطفی وتربیتی ، در سن کودکی مواجه شدند ،برخوردار بودند.این عقده ها که تخلیه نمی گردد وسرکوب می شوند ودر ناخود آگاه ذهن باقی می ماند ، بصورت همیشه خاموش نمی ماند بلکه مثل یک آتش فشان نیمه خاموش ، هر آن خطر فوران آن وجود دارد .بسیاری از دزدی ها ،قتل ها ونزاع ها ،ریشه اصلی اش همین مساله است . افراد از این نوع زمانی که به قدرت رسیدند ،درد سر بزرگ ونابسامانی عظیمی را باعث گشتند که پیامد های ناگوار برای مدنیت ، فرهنگ وتمدن بشر را بدنبال داشت .مثل آتیلا ، اسکندر ، چنگیز ، هیتلر، صدام و... بنا بر این بازخورد تربیت ناسالم در رفتار افراد در کودکی وبزرگسالی،بصورت تخریبی انعکاس می یابد وتربیت که جنبه پنهان شخصیت فرد است، زمانی ظهور می کند که به شکل رفتار در آید .
جنبه سازندگی تربیت : پرواضح است که روند توسعه علمی وصنعتی ، بستگی به خلاقیت افراد خاص که از آن به نخبگان تعبیر می شود ، دارد .این افراد با کشفیات،اختراعات وارائه تئوری های علمی که در اثر مطالعه وتحقیق صورت گرفته تحول وانقلاب بزرگ را در عرصه علمی باعث شدند به قسمی که زمان فعلی حتی با صد سال قبل قابل مقایسه نیست چه برسد به دوران قبل تر .اگر قانون اول ودوم نیوتن در فزیک نبود ،یقینا دست آورد های علمی وصنعتی ،کشف سیاره ها ومحاسبه حرکت وفاصله آنها امکان پذیر نبود .اگر تئوری نسبیت انیشتین ارائه نمی شد ،یقینا کشفیات جدید در فزیک که منجر به دستیابی انسان به فضا وساخت فضاپیماها وشاتل های فضای شد ، میسر نمی گردید.اگر پشرفت های پزشکی وساخت وسایل طبی ،مهار وکنترل امراض را ممکن نمی کرد یقینا بیماری های واگیر دار چون : سرخکان ،طاعون ، وبا ، یرقان ،سیا سرفه وتبرکلوس همچنان قربانی می گرفت . اگر پشرفت های علوم همچون تاریخ ،حقوق ،سیاست وسایر علوم انسانی نبود یقیناهرج ومرج وفقدان سامان سیاسی همچنان مردم را آزار می داد. همه این موارد از طریق تقویت جنبه های سازندگی تربیت ،به بلوغ رسیده اند.
یکی از موارد که در رشد عقلانی کودک موثر است توجه به جنبه های معنوی چون : تلاوت قران، دعاومناجات ،نماز وانس با خداوشیر دادن با وضو به کودک است . شیر که از پستان مادر با وضو به بدن کودک تزریق می شود ،تبدیل به انرژی می شود که قوه حافظه ،استعداد وخلاقیت کودک را دوچندان می کند . به مادر سید مرتضی وسید رضی خبر دادند که فرزندت سید مرتضی در دوازده سالگی به درجه اجتهاد رسیده است ، گریه کرد .سوال کردند چرا گریه می کنی باید خوشحال باشی؟! در جواب گفت چرا گریه نکنم در حال که هیچگاه به ایشان شیر ندادم مگر اینکه با وضو بودم انتظار این بود که در هشت سالگی مجتهد میشد .
تربیت عبادی
یکی از جنبه های مهم تربیت که در ساخت شخصیت وتحکیم رفتار کودک موثر است ، تربیت عبادی می باشد .در تربیت عبادی ،مربی روی ارتباط متربی با خدا تمرکز می کند .آنچه که در این بخش سزاوار تمرکز بشتر است ،شناخت ومعرفت نسبت به پروردگار ،شناخت نعمتهای الهی ،درک اینکه خدا از بندگان چه می خواهد ومعرفت نسبت به این مطلب که چه کارهای انسان را ازدایره بندگی خارج می کند ودین او را ضا یع می گرداند.پیامبرگرامی اسلا م(ص) چه زیبا فرموده است: ابتدای علم شناخت ومعرفت خدااست وانتها ی آن تفویض امر به پروردگار می باشد[3].وعلی(ع)نیز گام اول در دین را شناخت پروردگار دانسته است [4]. با شناخت خالق هستی،عبادت فقط مخصو ص اومی گردد ومحور بند گان مخلص جز خدا چیزی دیگر نمی تواند باشد ودراین میان عبادت جنبه ی خلوصیت پیدا می کند واز آنچه رنگ تعلق،شک وشبهه وریا است پیراسته می شود.درمنظومه فکری چنین افراد عبادت یعنی محو شدن درخالق. ولذا اعمال عبادی ازآن روا جرامی شود که خدا راشایسته عبادت می داند.برخلاف مسلمانان ،هستند پیروان مذاهب وادیان که دین را یک نوع ابزار معامله باخدا قلمداد می کند. «برتراندراسل» فیلسوف انگلسی تمام رفتار انسان ازجمله رفتار عبادی انسان را نوعی بازرگانی ودادوستد می داند که جنبه سود وزیان درآن وجود دارد یعنی ازدید ایشان ،انسان دین مدار خدارا عبادت می کند تا ازخدا یکچیزی بگیرد که مثلا رفتن به بهشت یا رهای ازجهنم.علی(ع) درجواب این افراد که نگاه ابزاری به دین دارد ، عبادت را در سه دسته تقسیم بندی کرده ومی فرماید:
« عده ای خدا راعبادت می کند به امید راهیابی به بهشت،این عبادت تجار است.
برخی ازترس جهنم خدا راعبادت می کند،این عبادت بردگان است.
عده ی خدا رابرای سپا سگزاری عبادت می کند واین عبادت احرار وآزادگان است»[5]
حضرت در جای دیگر می فر ماید: « من تورا بخا طر ترس از جهنم عبادت نمی کنم،وبخاطر طمع بهشت هم این کار را نمی کنم، بلکه تورا سزاوار وشایسته عبادت می بینم به همین خاطر تو راعبادت می کنم .»[6] شالوده واساس تربیت عبادی هم درکودکی گذاشته می شود و خوب است این کار بادقت کامل وسواس تمام از طرف مربیان ووالدین انجام شود.انتقال مفا هیم بزرگ بازبان ساده وقابل فهم،وتشویق وترغیب کودکان درامر عبادی ومشارکت دادن آنها می تواند دراستحکام پایه های ایمان ونهادینه کردن عبا دت در آنها مئو ثر باشد.
عاشورا وجلوه های تربیت
اگر قضیه عاشورا را نگاه کنیم در می یابیم که جنبه های سازندگی وتخریبی تربیت به چه صورت خودرا نشان داده اند. در یک طرف امام حسین ، زینب ،ابوالفضل وشهدای کربلا هستند ، در طرف دیگر یزید ،ابن زیاد ،عمر سعد ،شمر و عوامل حادثه ساز هستند .اینطرف عشق ،شرافت ،انسانیت ، اوج به مراتب علیای کمال ، قرب ربوبی ،دنیاگریزی ،تسلیم محض حق ،ودرآن طرف دنیازدگی ، دین گریزی ، محو شدن در چرخه فتنه گران ،وابستگی محض به دستگاه قدرت ،بریدن از حق ، وپریدن در دام باطل. این طرف دعا ونجوا وحدیث دلدادگی وپیراستگی از غیر دوست وبریدن از دنیا ورهیدن به حقیقت ودر آن طرف اما جرس های بی هویتی ورجز های بی معرفتی وچسپیدن به نماد های کهنه وفرسوده قومی وقبیله ای وبریدن ار نمود های معنوی وعرفانی .
آری این جا حسین است که به پاس تعهد با معبود در روز ازل ،آمده است تا ولاترین مظاهر تربیتی را در صحنه عاشورا به ظهور برساند.با علم به اینکه خودش ویارانش شهید می شوند وخاندانش به اسارت می روند .ودرآن طرف عمر سعد که دل در حکومت رای بسته ،تعلقات ووابستگی، همچون حجاب اکبر جلو چشمانش را گرفته با علم به حقانیت حسین وناروایی یزید ،کمر به قتل حسین بسته است . سنگ اول گر نهد معمار کج. تاسریا می رود دیوار کج. بنای تربیتی انسان اگر مبنای محکم واستوار نداشته باشد ،سرانجام هرچند بالا برود سقوط می کند وباسر به زمین می ورد .عمر سعد فرزند سعدبن وقاص است .که از فرماندهان بزرگ اسلام در دوران قبل به شمار می رفت وفتوحات زیادی در مرزهای ایران وامپراتوری روم انجام داد،اما فرزندش عمر به صورت هرز رشد کرد وتعهد وایمان در تربیتش لحاظ نشد به قسمی که سرانجام کمر به قتل فرزند پیامبر بست .شمربن ذالجوشن از فرماندهان برجسته علی (ع) در جنگ صفین در برابر معاویه بود ودوشادوش حسن وحسین بر علیه دشمن مبارزه می کرد اما هواپرستی ودنیا گرای از دل عقده های سرکوب شده در ناخود آگاه ذهنش که بصورت نیمه مخفی قرار داشت ،بیکباره همچون مرض واگیر متعفن ،دهن باز کرد ودر قالب یک طاغی پشت کرده به همه اعتقادات وباورها ،حاضر شد سر حسین این همرزم سابق وفرزند مولایش علی که دیر زمان در رکابش شمشیر می زد را را از تن جدا کند .
کالبد شکافی حادثه عاشورا وبررسی عمیق آن بسیاری از حقایق تربیتی را روشن می سازد .حسین (ع) به فتوای احبار ورهبان وکاهنین سومنات به قتل نرسید بلکه تئوری پرداز آن کعب الاحبار یهودی تازه مسلمان وفتوا دهنده آن شریح قاضی بود که هردو ادعای مسلمانی وپیروی از شریعت محمد می کردند . اگر پایه های ترببیتی خصوصا تربیت عقلانی وتربیت دینی به توازن نرسند ،معیار های تشخیص حق از باطل ، از بین می رود ،حقایق بر انسان مشتبه می گردد وسر انجام به سراشیب سقوط و انحطاط می افتد ونابود می شود.
[1] . فطرة الله التی فطرة الناس علیها . ( سوره روم ، آیه 30 )
[2] . کل مولود یولد علی الفطرة فابواه یهودانیه او ینصرانیه . ( رسول اکرم)
[3] . رسول اکرم (ص) : اول العلم معرفةالجبار وآخرالعلم تفویض الامر الیه .
[4] . علی (ص) : اول العلم معرفته.
[5] . ان قوما عبدوالله رغبة ،فتلک عبادة التجار، وانقوما عبدوالله رهبة ، فتلک عبادة العبید، وان قوما عبودالله شکرا ، فتلک عبادة الاحرار .(نهج البلاغه ،کلمات قصار شماره 237)
[6] . ما عبدتک خوفا من نارک ولا طمعا فی جنتک بل وجدتک اهلا للعبادة فعبدتک .
نوسنده وبلاگ:علیجان سعیدی فارغ التحصیل فقه و اصول از جامعة المصطفی،کارشناس ارشد تاریخ از دانشگاه باقرالعلوم(ع) و کار شناس ارشد علوم تربیتی از جامعة المصطی العالمیه.
