اهداف اقتصاد اسلامی

1-زندگی شرافتمندانه و مستقل

انسان در مکتب اسلام موجود بزرگ و شرافتمند است. حفظ این ویژگی در طول حیات انسان اهمیت زیاد دارد به گونه ای که در راستای حفظ شرافت انسان، شناخت عوامل و مصادر که باعث لکه دار شدن حیثیت و سقوط  معنوی او می گردد، مورد تاکید قرار گرفته است. یکی از راه های که زندگی شرافتمندانه انسان ممکن است با خطر مواجه شود، حوائج مادی است . چون این امکان وجود دارد که فرد برای تامین نیازهای خود مجبور شود سلطه اجانب را بپذیرد، وابستگی اقتصادی موجب خدشه دار شدن حیثیت انسان می گردد چون  نتیجه آن در قدم نخست، نوعی ذلت و سرافکندگی و خفت است،و در تقابل با عزت و شرف است که اسلام به انسان مسلمان عطا می کند. اسلام زندگی ساده همراه با فقر را می پذیرد در صورتیکه پیشرفت همراه به خواری و ذلت باشد قرآن تصریح می کند هرگز نباید سیطره  بر مسلمین(حتی زمینه آن) فراهم شود.[1] ممکن است تصور شود که پیشرفت و رسیدن به توسعه مخارج دارد،در قدم اول دادن نوعی امتیاز به سلطه گران ضروری است، ولی قرآن می فرماید پیشرفت و عزت را از خدا طلب کنید[2]. و حتی آنان را که گمان می کنند پیشرفت و عزت را از غیر خدا باید کسب کرد نادان تلقی می کند[3]. بنابر این پذیرش سلطه اقتصادی با زندگی شرافتمندانه منافات دارد چون باعث وابستگی همه جانبه و در نتیجه موجب ضعف جامعه اسلامی می شود، تجربه نشان داده است که کشورهای سلطه گر در قالب حمایت و کمک به کشورهای عقب مانده و ضعیف، آثار و عناصر فرهنگی و سیاسی خود را نیز وارد کرده و در یک فرایند پیچیده دراز مدت باعث عقب ماندگی و ذلت می گردد.

2-عدالت اجتماعی

عدالت اجتماعی یعنی برخورد متوازن، و یکسان به دور از افراط و تفریط با تمام اقشار جامعه. یکی از مصادیق بارز عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی است. مصادیق زیادی درباره عدالت بالخصوص عدالت اقتصادی در قرآن و سنت وجود دارد. در قرآن لفظ قسط و عدل که هر دو به یک معنی است گرچه معنی قسط عام تر است در موارد متعدد و موضوعات مختلف بکار برده شده است. لفظ عدل 28 بار و قسط 27 بار در قرآن اشاره شده است.

مصادق عدالت در قران وروایات

مصادیق زیادی برای عدالت وارد شده است که در این مختصر نمی شود به همه آنها اشاره کرد اما به صورت خلاصه به چند مورد اشاره می شود. در قرآن کریم در مورد ازدواج و نکاه، این حق به مردان داده شده است که تا چهار زن را به عقد خود در آورد و می فرماید اگر خوف از این باشد که نتواند عدالت را رعایت کند باید بر یک زن اکتفا کند[4]. درآیه دیگر می فرماید که تقوا با عمل عادلانه مرتبط است[5].

در جای دیگر خداوند دستور مستقیم به عدل می دهد[6]. قرآن از زبان پیامبر می فرماید: مرا امر کرده است که بین شما به عدل قضاوت کنم[7]. دستور دارم که با دشمنان هم عادلانه رفتار نمایم[8].

پیامبر اسلام می فرماید: عدل پایه ای است که عالم به دلیل آن بر پا می شود[9]. عدالت از آب برای آدم تشنه شیرینتر است.[10] یک ساعت برقراری عدالت از70 ساعت عبادت بالاتر است[11]. مایه حیات احکام، عدالت است[12] اولین کسیکه وارد جهنم می شود حاکمی است که رعایت عدالت نکند[13]. آیات و روایات ذکر شده، نقش عدالت در ساختار اجتماع، بهره­مندی متوازن افراد از منابع اقتصادی، و خلق فرصت های برابر، در توسعه اقتصادی را، گوش زد می کند.

تاثیر عدالت در زندگی انسانها

عدالت باعث برقراری رفاه و برخورداری آحاد جامعه از معیشت برابر می گردد. در اسلام حقوق جمعی برتری بر حقوق فردی،برتری دارد، بر خلاف لیبرالیسم که بر منافع فردی تاکید می کند.با توجه به این مطلب، تصمیمات جنبه عمومی دارد باید قسمی لحاظ شود که نتایج مادی ناشی از آن شامل حال همه افراد گردد. در یک روایت آمده است که عمران و آبادی نیز باید بر مبنای عدل باشد یعنی اگر امر دایر باشد بین عمران و توسعه اقتصادی  و عدالت،

اقتصادی، عدالت اقتصادی مقدم است: ما عمرت البلاد به مثل العدل. در روایت دیگر نقش وجوه عدل بیشتر از بارش جهت ایجاد برکات در زمین و تولید و دانسته شده است[14].اگر شما زمینه عدالت اقتصادی را فراهم کنید، مردم به رفاه و سعادت مادی خواهند رسید[15]. اهمیت عدالت اقتصادی آنگاه روشن می شود که حضرت علی (ع) در اولین روز به حکومت رسیدن، خطاب به مردم اعلام کرد رعایت عدالت و برقراری قسط در اولویت کاری حکومت من قرار دارد تمام افراد در بهره مندی از بیت المال حق مساوی و برابر دارند، هیچگونه امتیاز قومی و قبیله ای سبب برخورداری از حق بیشتر نمی شود:« آنچه از بیت المال به صورت امتیاز برده اید حتی اگر مهر زنهایتان باشد به بیت المال بر می گردانم[16]» ابن ابی الحدید می گوید علی(ع) در همان روز اول حکومت دستور داد شمشیر و زره عثمان (که مربوط به بیت المال بوده و ربوده شده بود) بازگردانده شود[17].

در باب عدالت اقتصادی سخن بسیار است اما اگر بخواهیم اهمیت و جایگاه و نقش آن را در عزت و کرامت جامعه و مسئولیت تک تک افراد در قبال اجرای آن بدون تعلقات و امتیازات در نظر بگیرم، باید رفتار و برخورد حضرت علی (ع)بادخترش ام کلثوم به دلیل امانت گرفتن یک شئ از بیت المال بدون اجازه، و توبیخ خزانه دار در این ارتباط را ملاحظه کنیم.[18] برخورد با برادرش عقیل که مقداری از بیت المال را غرض تامین مایحتاج خود و فرزندانش طلب می کرد، خاموش کردن شمع بین المال، وآنگاه که فرمود: من سیر نمی خورم شاید در دور ترین نقاط مانند  حجاز و یمن کسانی باشند که گرسنه بخوابند، من سیر بخورم و در اطراف، جگرهای سوزان وجود داشت باشد[19]. تمام این موارد مسئولیت افراد مسلمان و مجریان و مدیران اجتماعی و سیاسی جامعه را باز گو می کند که در رفتار و عملکردشان دقت عمل داشته باشد که مبادا در اثر بی کفایتی و عدم نظارت دقیق در توزیع ثروت ، عده ای مال اندوزی کنند به ثروت و مکنت مالی زیاد برسد در حال که حق عده ای دیگر ضایع گردد. این عمل موجب می شود که فاصله طبقاتی بیشتر شود،در حالی که یک عده از کوچکترین امکانات مادی و رفاهی محروم باشد اما عده ای به اوج رفاه مادی برسند.

3-حاکمیت سیاسی اسلام

حفظ حاکمیت سیاسی اسلام برتری یا حداقل برابری آن در روابط با کشورها و حاکمیت های غیر اسلامی یک اصل در اسلام است. از آنجایکه کشور ها، یک کل بهم پیوسته هستند و نیازهای خود را از طریق روابط به همدیگر تامین می کند، نمی شود انتظار داشت که روابط جامعه اسلامی با بیگانگان قطع باشد چون این کار به ضرر مسلمانان تمام می شود و از معاملات و مراودات علمی و فرهنگی باز می ماند، داد و ستدها و معاملات صورت صورت نمی گیرد. تبادل افکار در سطوح مختلف به پویایی علمی، فرهنگی . . . منجر می شود، نمی شود که دنیای اسلام را یک تافته جدا بافته، یک مجموعه منحصر در محدوده جغرافیایی خاص قرار داد، بلکه باید در ارتباط و جهت گیر ها با دنیا خارج حفظ حاکمیت سیاسی اسلام به شدت لحاظ شود و این مساله در ارتباط های اقتصادی نمود بارز تری دارد. از آنجاییکه مناسبات سیاسی و اقتصادی به هم پیوسته است، وابستگی اقتصادی در نهایت منجر به وابستگی سیاسی هم می شود و اینجا است که حاکمیت سیاسی اسلام با خطر مواجه می گردد. باید دانست که در اهداف اقتصادی اسلام حفظ حاکمیت سیاسی در راس اهداف قرار دارد، یعنی این گزینه مکمل سایر اهداف است و مواردی مانند رفاه عمومی، توسعه و رشد، رفع فقر و نابرابری از جهت اولویت در رده بعد از حاکمیت سیاسی قرار دارد. در موردی که نتیجه کار منجر به رفاه عمومی یا رفع فقر در جامعه اسلامی گردد اما حاکمیت سیاسی از بین ببرد، نمی شود آن مورد را جزء اهداف اقتصادی اسلام قرار داد بلکه برعکس تبدیل  به ضد ارزش می شود. ما در اسلام موارد زیادی داریم دال بر اینکه ولو با مشقت و رنج هم که شده از کیان عقاید و ارزشهای دینی، باید دفاع کرد و بدین گونه جلو لطمه و زیان به منافع علیای اسلام گرفته شود. سه سال محاصره اقتصادی انزوای اجتماعی پیامبر و مسلمانان در شعب ابی طالب که رنجهای فراوان برای آنها داشت، نمایش گر تحمل سختی ها، رنج ها، گرسنگی ها، و ناملایمات، برای حفظ و دفاع و عدم تسلیم در برابر عقاید سخیف و باطل است. بنابراین اگر پیشرفت و توسعه در جامعه پیش می آید که امر بسیار مطلوب است باید با حفظ ارزشها، یعنی رعایت سمبل های اخلاقی و عدالت اجتماعی صورت گیرد و اگر نه این کار منجر به خواری و در نتیجه سلطه اجانب می گردد که نه تنها عواید نصیب مسلمانان نمی کند بلکه منجر به وابستگی،و عقب ماندگی می شود. چنانچه که پیامبر (ص) فرموده است:

الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه : اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد[20].

4-پاسداشت اخلاق و معنویت

یکی از اهداف اقتصادی اسلام سعی در حفظ و تحکیم پایه های معنوی و اخلاقی در خلال فعالیت های اقتصادی است. چون اصل تحقق ارزشهای معنوی است که باید در همه جوانب از جمله در اقتصاد پیاده شود بنابراین در پیش گیری روش های که به گونه ای منجر به اقدام عملی نسبت به موارد خلاف اخلاق گردد مانند احتکار، کم فروشی، غش، معاملات ربوی و مواردی از این قبیل، نه تنها در تضاد به هدف معنویت اقتصادی است بلکه حرام تلقی شده است. قرآن کریم در این مورد می فرماید: «ای کسانیکه ایمان آورده اید اموال تان را در میان خویش به باطل نخورید، مگر اینکه معامله شما از روی رضایت باشد[21]»

راهکارهای اسلام برای تعالی معنوی، حفظ ارزشهای اخلاقی در معاملات اقتصادی بسیار شفاف و روشن است هرگونه دروغ، تقلب، سوگند، تبلیغ، آرایش کالا، احتکار، ربا، نباید در معاملات استفاده شود.

پرداخت قسمتی از مال که واجب شده است مانند خمس و زکات باید با نیت قربهً الی الله انجام شود و اگر با اکراه و عدم  رضایت کامل انجام شود، قبول نیست باید دوباره پرداخت کند چون این کار هم نوعی عبادت است و زکات وسیله پاک شدن مال است. قرآن کریم می فرماید: از اموال آنان صدقه بگیر و آنان را پاک و تزکیه کن[22]»  از نظر اسلام رفتار اقتصادی عین روشهای اخلاقی و معنوی است و اگر مقایسه ای بین مکتب های دیگر با اسلام شود مانند مکاتب مادی گرای سوسیالیستی و لیبرالیسم، بوضوح اسلام برجستگی خود را نشان میدهد، بر مبنای لیبرالیسم غرب منافع فرد بر منافع جمع چیره­گی دارد ممکن است در اثر زد و بندهای ناسالم،فردی در جامعه بتواند به منافع مادی و اقتصادی زیادی برسد در حال که عده ای در تنگنا های مالی قرار داشته باشد واین خلاف اخلاق و ارزش است.  مارکسیست ها می گوید هر کس به اندازه توانش باید کار کند و به اندازه نیازش مالک شود. یعنی اینکه فرد مالک نتایج کار و تلاش خود نیست و عواید حاصل از تولید او باید به جیب دولت برسد در حالی که اسلام منافع اجتماعی را بر منافع فردی ترجیح میدهد  و این مساله خود باعث ایجاد ارزش و معنویت در رفتار اقتصادی مسلمانان شده است چیزی که در مکاتب دیگر وجود ندارد.

امام موسی کاظم (ع) چقدر زیبا می فرماید:« از نظر دین همه اموال و امکانات سهم بندی گردیده و حق هر کس در نظر قرار گرفته است، بخش خصوصی و توده مردم و هر صنفی از اصناف آنها[23]» حضرت علی (ع) می فرماید:« محرومیت عده ای از مردم  از امکانات زیستی و وجود گرسنگی به خاطر منعی است که از طرف ثروتمندان اعمال می شود[24]» در دنیای امروز که سلطه کشورهای مقتدر غربی باعث نابسامانی فراوان کشورهای فقیر شده است هر روز ما شاهد به یغمی رفتن منابع و امکانات کشور های جهان سوم بالخصوص منابع خام هستیم که در یک فرایند پیچیده با استفاده از تکنولوژی خود همان مواد را تبدیل به اجناس مصرفی می کنند و چند برابر قیمتی واقعی آن پس به کشورهای مبدأ می فروشند. این مساله باعث شده که توزیع امکانات در سطح جهان نابرابر باشد. طبق آمار اخیر که اعلام شده است تنها 10%  از مردم در سطح جهان، نود درصد از امکانات و منابع را در اختیار دارند، و 90% بقیه مردم فقط از 10% منابع و امکانات بهره مند هستند و این باعث دنیایی طبقاطی می شود در حالی که در بسیاری از کشورها، مردم با انواع کمبود های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی دست به گریبان هستند هر ساله هزاران کودک در اثر فقدان امکانات بهداشتی و درمانی تلف می شوند و میلیون ها انسان در سن مدرسه و تحصیل بعلت فقر امکانات تحصیلی از مدرسه باز می مانند، اما در آن سوی، یک فرد صاحب هزاران کارخانه و منابع تولیدی هستند و سرمایه شان به میلیارد ها دلار می رسد. این همه نابرابری باعث فقر و بدبختی مردم در جهان سوم شده که سرمایه های بالقوه و بالفعل آنان توسط استعمار گران به یغما می رود.

در نگرش دین، انسانها هیچ تفاوت ندارند از نسل واحدند[25] همه انسان با هم برابر هستند[26] و برادر.[27] معیار های نژادی و رنگ چهره باعث برتری نمی گردد فقط کسانی که از دیانت بیشتر برخوردار باشد، برتری دارد[28] بنابراین باید فرصت های یکسان رشد بطور برابر در اختیار همگان قرار گیرند،انحصار ها از بین برود، ثروتمندان فقیران را در اموال خود شریک بدانند[29] و سعی در رفع نیاز آنها بکنند و جامعه ای که چنین تدابیری را سنجیده در ریشه کن کردن فقر موفق می شود، در چنین جامعه ای نیروی عقل شکوفا می شود و بستر آرامش و رفاه آماده می گردد در یک فضای صمیمی بدور از تنش ها از زندگی خود لذت می برند.

5-شناخت ارزش و قداست کار و معاش حلال

یکی از راه های موثر در بهبود وضعیت اقتصادی افراد، نقش کار و تلاش است، در اسلام کسانی که رنج کار و تلاش از جهت رفاه خانواده و بستگان را متقبل می شود مثل این است که در راه خدا جهاد می کند و افراد که پرخوابی می کنند و بیکار هستند منفور هستند[30] در سیره بزرگان دین و امامان معصوم (ع) کار و تلاش و زحمت دیده بشود. امام صادق (ع) خود بیل می زدند و به شدت کار می کردند[31] و امام موسی (ع) نیز بر روی زمین کار می کردند مردی به نام علا بن کامل از امام صادق (ع) تقاضا کرد که از خدا بخواه روزی مرا در راحتی قرار بدهد، حضرت فرمود: برایت چنین دعایی نمی کنم همانگونه که خدا امر کرده است روزیت را طلب کن[32] در منابع دینی بر کار کردن بر روی زمین جهت توسعه و گشایش رزق وروزی و عمران و آبادی آن تاکید شده است. قرآن  می فرماید: خداوند انسان را از زمین آفریده است و زمین را به او واگذار کرده تا آن را آباد کند[33]. آنچه زیست مطلوب انسان را فراهم می کند در زمین قرار دارد[34].

پیامبر اسلام فرموده است: خواسته های خود را با کار و تلاش تامین کنید[35].

عمل (تلاش) پیش برنده است ( در پیشرفت معنوی و اقتصاد فرد و جامعه نقش اساسی دارد.)[36] امام علی (ع) : روزی شما تضمین شده است و به کار و تلاش فراخوانده شده اید[37].

اگر خواستار نجابت هستید پیوسته و باجدّیت تلاش و کوشش کنید[38].

قوام انسان به کار و تلاش او وابسته است[39].

بی کاری به فساد می انجامد، جز ندامت و پشیمانی چیزی ببار نمی آورد، عبادت که بنیان آن را بیکارگی تشکیل می دهد نوعی کج اندیشی دینی تلقی شده است[40] و اسلام که دین زندگی است هرگز اجازه نمی دهد که انسان حتی در سخت ترین شرایط از کار و تلاش دست کشد به تکدی بپردازد.

کار و تلاش مرتبط و منحصر به یک قشر و جنس نیست بلکه زن و مرد به آن دعوت شده است[41] در تاریخ اسلام زنان بسیار بودند که همانند مردان کار می کردند. از امام حسن عسکری (ع) سوال کرد در مورد زنی که شوهرش او را  طلاق داده و در عده هزینه او را نمی پردازد و وی نیازمند است، آیا نمی تواند از خانه برای کارو تامین معاش خارج شود شب را بیرون از منزل بسر برد؟ امام نوشت: اگر به راستی انگیزه او کار و تامین معاش است اشکال ندارد[42]. گشایش در اقتصاد و رشد و توسعه مادی در گرو کار و تلاش است. جامعه ای که فرهنگ کار در آن نهادینه شده است، به زودی به پیشرفت می رسد. نتیجه کار رسیدن به استقلال اقتصادی است و این کار به مثابه رهای از وابستگی می باشد.

آثار کار

همانطور که در روایات ذکر شد کار و اشتغال دارای برکات است که بطور خلاصه به آن اشاره میشود:

کار باعث حفظ اصل سرمایه می شود، چون با کار اصل سرمایه به جریان می افتد و بازدهی و سود نصیب صاحب خود می کند اما اگر سرمایه راکد بماند نه تنها دچار تورم پول می شود بلکه طرف مجبور می شود که از اصل سرمایه جهت مصارف و مخارج زندگی استفاده کند که باعث می شود که در مدت کم آن را از دست بدهد.

کار باعث رشد عقلی و قوه ادراک می گردد، چون از طریق کار نیروی عقل و مشاعیر انسان به کار می افتد و بدینگونه به رشد و خردمندی می رسد اما بیکاری مایه سیر نزول تدریجی نیروی عقل در اثر تعطیلی و عدم استفاده آن می باشد و بیکاری باعث خمودی روح و فرسودگی جسم می گردد و باعث می شود که افکار پلید بر شخص هجوم بیاورد و چه بسا او را به بیراهه بکشاند که مجبور شود تاون سنگینی بپردازد که ممکن است غیر قابل جبران باشد کسی که کار می کند علاوه بر اینکه از تحرک و آمادگی جسمی لازم برخوردار و جسم سالم دارد از شادابی و نشاط و روح سالم نیز برخوردار است و این فاکتور باعث طولانی شدن عمر می گردد.

کار میتواند پیامد خوب برای فرد و جامعه بدنبال داشته باشد چون علاوه بر اینکه باعث تامین معاش می شود، می تواند در توسعه گشایش زندگی و ارتقای سطح آن، رفع نیازمندی و استقلال اقتصادی، افزایش ثروت جهت بناگذاری یک کار معقول و مشروع، دست گیری از نیازمندان و خدمت به افراد مستحق، موثر باشد.



[1]- لن یجعل الله لکافرین علی المومنین سبیلا.( سوره نساء آیه 141.)

[2] - فان العزة لله جمعا.(سوره نساء آیه 139)

[3] - و للله العزه ولرسوله و للمومنین و لکن المنفقین لا یعلمون.( سوره منافقون آیه 8.)

[4] - سوره نساء آیه 3.

[5] - سوره مائده آیه 8.

[6] - سوره نحل ایه90.

[7] - سوره شوری آیه 15.

[8] - سوره مائده آیه 8.

[9] - العدل اساس به قوام العالم (بحار الانوار ج 78 ص 83.)

[10] - العدل احلی من الماء یصیبه الظلمان.(اصول الکافی ج 2 ص 126)

[11] - عدل ساعه خیر من عباده سبعین سنه.(بحار الانوار صس 75 ص 352).

[12] - العدل حیات الکلام (غرر الحکم ذیل لفظ عدل)

[13] - اول من یدخل النار امیر متسلط لم یعدل.(همانجا)

[14] - العدل فیه النفع فی الارض من المطر اربعین صباحاً.

[15] - ان الناس یسغنون اذا عدل بینهم. ( مستدرک الوسایل ج 2 ص 310.)

[16] - والله لو وجدته قد تزوج به النساء ملک بالاماء فان فی العدل سعه.(نهج البلاغه فیض الاسلام ص 66).

[17] -  . . امر بقبض سیفه ودرعه. (ابن ابی الحدید- شرح نهج البلاغه قاهره دار الاحیاء 1959 ج 1 ص 270.)

[18]- شیخ طوسی: تهذیب الاحکام،ج10، ص151

[19] - نهج البلاغه نامه شماره 45.

[20] - صحیح بخاری ج 2 ص 117.

[21] - یا ایها الذین آمنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم با الباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم. (سوره نساء آیه 29)

[22] - خذ من امولهم صدقه تطهیر هم تزکیهم بها.( سوره توبه آیه 103.)

[23] - الحیاه ج 6 ص 345.

[24] - فما جاع فقیر الا بما منع غنی والله  . . . سائلهم عن ذالک (الحیاه ج 4 ص 338.)

[25] - اما رضا(ع) : ان الربّ واحد و الام واحد، و الاب وحد و الجزاء با الاعمال ( اقتصاد در تعالیم رضوی 249.)

[26] - رسول اکرم (ص):ان الناس من عهد ادم الی یومنا هذا مثل اسنان المشط: مردمان از عصر حضرت آدم (ع) تا حال مانند دندانهای شانه مساویند. (حسینی،سید هادی؛ فقر و توسعه در منابع دینی، ص 57.)

[27] - سوره حجرات ایه 10 : انما المومنون اخوه.

[28] - سوره حجرات آیه 13: ان اکرمکم عند الله اتقاکم.

[29] - الله الله ! فی الفقراء و  المساکین فشارکهم فی معاشکم . (امام علی ( ع) حسینی همان.)

[30] - وسایل الشیعه ج 12 ص 37 و باب 17 ج 4: ان الله یبغض العبد النوام ان الله ببغض العبد الفارغ.

[31] - وسایل الشیعه ج 12 ص 23 ح 6 و 7.

[32] - همان ص 10.

[33] - سوره هود آیه 61.

[34] - سوره اعراف ایه 10

[35] -  الحیاه ج 5 ص 294.

[36] - پیامبر اکرم (ص) می فرماید: العمل سائق (میزان الحکمه ج 10 ص 126.)

[37] - قد تکفل لکم باالرزق و امربالعمل. (نهج البلاغه ص 102.)

[38] - میزان الحکمه  ج 10 ص 35.

[39] - المرء یقوم بفعله( الحیاه ج 5 ص 292.)

[40] - الحیاه ج 5 ص 335.

[41] - سوره مؤمن آیه 40. علامه طبرسی تفسیر مجمع البیان ذیل همین آیه ج 3-4 ص 64.

[42] - وسایل الشیعه ج 15 ص 486.