مفهوم شناسی واهداف تعلیم وتربیت
تعریف تعلیم و تربیت
واژه تربیت
تربیت کلمه عربی و معادل «Eduction» در انگلیسی است. در فارسی از آن به آموزش و پرورش هم یاد می شود. از نظر ریشهیابی کلمه انگلیسی واژه تربیت به این نتیجه میرسیم که تربیت عبارت است از «بیرون کشیدن کودک از حالت نخستین و از خود بیرون آمدن او» بعدها به معنای مراقبت که در پرورش و تغذیه کودکان اعمال می شود، مراقبت در امر پرورش روحی آنان و آموختن علم و مهارت نیک به آنهانیز به کار رفته است. [1]
ریشه لغوی تربیت
آنچه که از کتب لغت مانند لسان العرب، تاج العروس ... استفاده میشود اینست که واژه تربیت با دو ماده لغوی «رَبَوَ» و «رَبَبَ» مرتبط است. در قرآن هم در بعضی از آیات،که ماده تربیت و مشتقات آن بکار رفته است از ریشه «رَبَوَ» است: . قل رب ارحمها کما ربیانی صغیرا.[2]
در این آیه کلمه ربیانی از ریشه رَبَوَ است به معنی رشد و نمو جسمانی است. «الم نربک فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرک سنین»[3] (فرعون گفت)آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم،وسالهای از زندگیت را در میان ما نبودی؟!دراین آیه هم نربک بمعنی پرورش جسمانی است بر خلاف واژه تربیت و مشتقات آن که از ریشه «رَبَوَ» است، تربیت از ریشه رَبَبَ در قرآن زیاد بکار رفته است مشتقات کلمه رَبَبَ کلمات مانند «رب» «ربوبیت» «مربوب» است. بنابراین تربیت از ریشه «ربو» ریشه فرعی وثانوی دارد و از ماده «ربب» دارای ریشه اصيل و اولی میباشد. تفاوت این دو ریشه در معنی تربیت. تربیت ار ریشه «ربو» به معنی تربیت جسمانی است و تربیت از ماده (ربب) به معنی تربیت معنوی وکمال روحانی و کسب فضایل می باشد. در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، آمده است که وقتی ماده «ربو» در مورد تربیت انسان به کار رود مراد رشد و نمو و تربیت بدنی جسمانی و مادی است. بر خلاف تربیت از ریشه اصلی «ربب» که به معنای رشد و کمال معنوی است.[4]
امّا تعریف جامع و دقیق تربیت که در آن ضعف های ذکر شده نباشد و تا حدودی تمام ابعاد وجودی تربیت شونده را در بر می گیرد اینست:
تربیت عملی است عمدی که از جانب مربی برای به فعلیت رساندن و شکوفا ساختن قوه ها و استعدادهای وجودی متربی، بصورت آگاهانه انجام می شود.
از آن جا که تربیت کار عمدی است باید بصورت آگاهانه انجام شود تربیت غیر عمدی و تصادفی، تربیت اصطلاحی اطلاق نمی شود در تعریف ارائه شده دو ویژگی عمدی بودن و آگاهانه انجام دادن فرایند تربیت ، لحاظ شده است که اشاره به شکوفا سازی قوههاو استعدادهای وجود متربی است.با این تعریف یک سو نگری وضعفهای تعاریف دیگر تا حدودی بر طرف شده است.
معنای اصطلاحی تربیت
درباره تعریف آن در میان اندیشمندان و فیلسوفان تربیتی، اتفاق نظر وجود ندارد و ارائه یک تعریف دقیق و حقیقی از آن کار دشوار است. از آنجایی که موضوع، تعلیم و تربیت انسان است و سرو کارش با تمام ابعاد زندگی انسانی است، می طلبد که در تعریف تربیت این ویژگی لحاظ شود. اما دیده شده است که در تعریف های ارائه شده درباره تریبت توجه به تمام جنبه های وجودی انسان نشده «این یک سونگری در بشتر تعریفهای تعلیم و تربیت دیده می شود مثلا در بعضی از تعریف ها جنبه فردی و در بعضی، جنبه اجتماعی انسان،حول محور تعلیم و تربیت بزرگنمایی شده است.»[5]
برای نمونه در ادامه این بحث جند تعریف از تربیت ذکر می گردد آنگاه تعریف منتخب ارائه می شود:
1. تعلیم و تربیت امر درونی است و منشاء آن را در فرد باید جستجو کرد.
2. تعلیم و تربیت امر خارجی است و منشاء آن در خود فرد نیست. بلکه از خارج از فرد باید جستجو کرد.
3. اساس تعلیم و تربیت، پرورش استعدادهای نظری و طبیعی است.
4. تعلیم و تربیت غلبه بر استعدادهای و تمایلات فطری است.
5. اساس تعلیم و تربیت کسب عادات است که تحت فشار خارجی پدید می آید. [6]
تربیت عمل عمدی فرد رشید است که می خواهد رشد را در فردی که فاقد ولی قابل آن است تسهیل کند. تربیت سرپرستی از جریان رشد، یعنی اتخاذ تدابیر مقتضی جهت فراهم ساختن شرایط مساعد برای رشد است.[7]
تعلیم و تربیت عبارت است از مجموعه اعمال یا تاثیرات عمدی و هدفدار یک انسان (مربی) بر انسان دیگر (متربی) بویژه عمل یا تاثیر فرد بالغ و مجرب بر کودک و نوجوان، به منظور ایجاد صفات اخلاقی و عمل یا مهارت های حرفه ای.[8]
تربیت عبارت است از انتخاب رفتار و گفتار مناسب، ایجاد شرایط و عوامل و کمک به شخص مورد تربیت تا بتوانند استعدادهای نهفته اش را در تمام ابعاد وجود به طور هماهنگ پرورش داده شکوفا سازد به سوی هدف و کمال مطلوب تدریجا حرکت کند.[9]
تربیت کوشیشی است که هر جامعه برای تامین نظارت و تسلط خود بر فرد به عمل می آورد.[10]
آنچنان که از تعریف تربیت بدست می آید، توافق در تعریف وجود ندارد هر کس طبق برداشت و دیدگاهشان نسبت به انسان،تعریف از آن ارائه کرده است که غالباً بخش از وجود انسا ن را در بر می گیرد. گاستون میالاره در این باره می گوید: حقیقت اینست که که جستجوی یک تعریف صحیح و صریح در کتابهای مهمی که در زمینه تربیت نگاشته شده،امر بدون فایده است.اما به نظر می رسد که تعریف جامع تر از تربیت را دکتر عاکبر سیف ارائه داده است که گفته :پرورش به جریان یا فرایندی مستمر گفته می شود که هدف آن هدایت رشد جسمانی وروانی ،یا بطور کلی هدایت رشد همه جانبه شخصیت پرورش یابندگان ، در جهت کسب ودرک معارف بشری وهنجارهای مورد پذیرش جامعه ونیز کمک به شکوفا شدن استعدادهای آنان است.[11]
واژه تعلیم
تعلیم معادل واژه آموزش در فارسی و instruction در انگلیسی است. آموزش یا تعلیم صرفا دلالت بر انتقال معلومات از طرف مربی به شاگرد یا متربی داردکه عمدتا از سطح ذهن فراتر نمی رود و فقط جنبه شناختی دارد و آن گاه که این معلومات در متربی از سطح ذهن فراتر رفت و جز شخصیت وی شد، در رفتار و عملکردش خود را نشان داد علاوه بر جنبه شناختی، جنبه عاطفی ورفتاری هم پیدا می کند.
آموزش در اصطلاح به چند معنی آمده است:
1. تحریک و راهنمای یادگیری
2. هنر کمک کردن به یادگیری در دیگران
3. فراهم آوردن شرایط و اوضاع و احوالی که یادگیری را برای دانش آموزان و دانشجویان در داخل و خارج از مدرسه آسان می سازد.[12]
دکتر علی اکبر سیف در تعریف تعلیم گفته است: آموزش عبارت است از فعالیتهای که به منظور ایجاد یادگیری، در یادگیرنده از جانب معلم طرحریزی می شود و به صورت کنش متقابل جریان می یابد.[13]
«گانیه» آموزش را مجموعه از رویدادهای «به عمد ترتیت داده شده» می داند که برای حمایت از فرآیندهای درونی یادگیری، طراحی شده است.[14] در هر حال می تون گفت که آموزش دو رکن اصلی دارد: معلم وشاگرد.در فرایند آموزش ،مربی سعی می کند زمنه های یاد گری شاگرد را فراهم کند.
تفاوت تعلیم و تربیت
تعلیم و تربیت در مورد انسان گرچه موضوع واحد دارد اما تفاوتهای اساسی نیز با هم دارد. تعلیم یعنی فرآیند انتقال معلومات و ارتقای دانش فرد، در مورد اشیائی پیرامونی،و پدیدهای هستی. تربیت یعنی ارتقای بینش و دادن دیدگاه و نگرش به متربی و ایجاد تحول اندیشه ای درونی فرد. در تفاوت تعلیم و تربیت توجه به موارد ذیل ضروری است.
1. پرورش غیر از آموزش است در پرورش (تربیت) هدف رشد دادن و شکوفاسازی همه قابلیتها و تواناییهای بالقوه انسان است. بر خلاف آموزش و تعلیم که هدف اصلی آن انتقال معلومات به فرد است.
2-تربیت نسبت به تعلیم به مدت زمان بیشتری نیاز دارد.
3-تعلیم با بعدی شناختی و عقلانی انسان سرو کار دارد،اما تربیت فراگیرتر و همه جانبه تر است و بیشتر با دل وقلب و روان او ارتباط دارد.
4-تعلیم معمولا بیشتر به وسیله معلم و در جای معینی همچون مدرسه و کلاس درس صورت می گیرد ولی در تربیت همه عوامل موجود در محیط به نحوی بر فرد تاثیر می گذارند.[15]
انتخاب هدف در تعلیم و تربیت
الف:مفهوم هدف
واژه های مانند: هدف، قصد، غایت، غرض، الفاظ مترادفند که معنای واحد دارند. هدف در لغت به معنای نشانه تیر، هر شی بلند و بر افراشته است و معادل انگلیسی آن واژه گان زیر هستند:
Aim, objective, goal , puporse , intention
اینکه در فارسی به معنی نشانه تیر می باشد چون غرض نقطه ای است که تیر باید به آن برخورد کند و هدف در افعال انسان به این معنی است که انسان در تلاش است که به نقطه مورد نظر برسد.
«ایان بار بور» برای کلمه هدف و غایت چهار معنی ذکر کرده است:
1. رفتار وظیفه ای. وقتی گفته می شود «هدف کُلیه تصفیه یا پالایش خون است» اشاره صریحی به یک عامل هدفمند نشده است، لذا به جای هدف می توان کلمه وظیفه را گذاشت. مفاهیم وظیفه ای نظر انسان را متوجه سهمی که یک جزء با یک جریان، در فعالیت یا موجودیت یک کل دارد، می کند.
2. رفتار خود ساماندهی. یک سیستم کنترل را در نظر بی گیرید که در آن هر گونه عدولی از شرایط استاندارد به وسیله مکانیسم بازخورد جبران می شود، مانند سیستم تنظیم میزان حرارت بدن یا میزان قلیائی بودن خون که یکی از سیستم های تعدل حیاتی در بدن انسان است و یا سیستم یک موشک هدایت شونده که به وسیله رادار یا علائمی مادون قرمز، هدف را جستجو می کند. در این سیستمها رفتار غایت نگرانه رفتای است که به وسیله بازخورد منفی، ناشی از اختلال در سیستم، کنترل می شود.
3. رفتار متوجه به هدف: این رفتار را می توان «سرسپاری به یک هدف در شرایط مختلف» تعریف کرد. این نوع رفتار مکانیکی و غیر قابل انعطاف نیست و نرمش و انعطاف بیشتری در انتخاب انواع اعمال برای رسیدن به هدف وجود دارد مانندرفتار یک گربه در گرفتن موش که متوجه یک هدف خاص و ابتکار راههای ممکن برای نیل به آن است.
4. رفتار هدفدار: کلمه هدفدار در جایی به کار برده می شود که شوق و قصد و عقیده ای نسبت به هدف وجود داشته باشد مانند رفتار انسانی که تحت تاثیر اهداف آگاهانه است. گفتنی است انسانها متناسب با اهداف آینده شان و شور و شوقی که برای رسیدن به آنها دارند، به نحوی عمل می کنند که معتقدند برای نیل به آن اهداف مناسب است.[16]
کار دستگاه مرتبط با تعلیم و تربیت بازسازی و شکل دهی به رفتار و عملکرد افراد تحت تربیت از طریق دادن اطلاعات و الگو سازی برای آنان می باشد. این عملکرد با هدف نفوذ در ذهن و شخصیت متربی و تنظیم مسیر حرکت او در جهت مطلوب، اعمال می گردد. پس می توان گفت که هدف در تعلیم و تربیت به معنای وضع نهائی و مطلوبی است که سودمند تشخیص داده شده است وبرای تحقق آن فعلالیتهای مناسب تربیتی، انجام می گیرد. بنابراین هدفهای تربیتی دارای سه کارکرد هستند:
رهبری فعالیتهای تربیت؛ ایجاد انگیزه در فرد؛ ارائه معیاری برای ارزیابی فعالیتهای تربیتی[17].
آنچ که مهم است اینستکه هدف در تعلیم و تربیت باید با شناخت همراه باشد تنها در این صورت است که استفاده منطقی از سرمایه گذاری علمی و مادی برای پرورش نسل جوان، مقرون به صرفه خواهد بود و بازدهی لازم از جهت رسیدن به هدف تعیین شده میسر خواهد شد وازاتلاف سرمایه و نیروهای موجود، بدون نتایج قابل انتظار جلوگیری به عمل خوهد آمد.
ب: ضرورت تعین اهداف تربیتی
انسان موجود هوشمند است وجه ممیز او از سایر موجودات هوشمندی او است. همین خصوصیت باعث شده است که فعالیت انسان همواره معنی دار باشد. در مدار تصمیم گیری انسان همیشه هدف لحاظ می شود. هدف، امر ارزشمند و مورد پسند عقل است که فعالتیی آدمی با تعین هدف، جهت و وحدت پیدا می کند. انسانهای بزرگ که از عقل و قدرت و درک بالا برخوردار هستند، همیشه امور بزرگ را بعنوان هدف انتخاب می کنند.
وجود اهداف در هر نظام تربیتی از ضروریات آن نظام تلقی می شود. نظامی که در آن معلوم نگردد که قصد نهائی فعالیت چیست؟ و انسان به کجا می خواهد برود؟ مثل قایقی در میان دریا است که نمی تواند کجا پهلو بگیرد. تعیین و وجود اهداف ، در یک نظام تربیتی، خود دلیل موجودیت و ارزش وجود آن نظام تربیتی است. مواردی که در ذیل می آید، بیان گر ضرروت اهداف تربیتی می باشد:
1-هدف باعث می گردد که برنامه ریزان و متولیان، متعهد گردند که در یک سمت و سو فعالیت نمایند و دچار سردرگمی نگردند .
2- مانع ازاتلاف انرژی و وقت می گردد .
3- نوع تلاش ها وفعالیت ها که باید از ناحیه متولیان و مربیان انجام پذیرد معین می گردد.
4- میزان سرمایه گذاری جهت تحقق اهداف موردپیش بینی قرار می گیرد .
5- کیفیت سازماندهی بین عناصر متعدد تربیت، معین می گردد.
6- برنامه متناسب بااهداف طراحی می گردد.
7- محتوای موردنظر که آن اهداف را محقق می سازد ،تدوین می گردد.
8- کلیه فعالیتهای که درجریان تربیت اتفاق می افتد دارای سمت سوی واحد شده ورهبری میگردد.
9- هدف موجب ایجاد انگیزه جهت فعالیت و کار در افراد می گردد.
10- معیار معین و قابل اتکا جهت ارزیابی میزان موفقیت فعالیتهای تربیتی بدست می آید.
11- باعث میگردد وسایل آموزشی ابزارهای مورد نظر و نیاز پیش بینی شود و فراهم گردد.
12- باعث می شود مدت زمان تحقق اهداف معین گردد.
13- کمک می نماید ابزارهای ارزشیابی مناسب تهیه وطراحی گردد.
14 مطالعه وشناسایی اصول تربیت مؤثر می افتد .
15- معیاری جهت انتخاب متولیان، می گردد.
16- باعث می گردد شرایط فیزیکی لازم در کلاسها و مدارس بوجود آیند .
17- باعث می گردد « که از ناحیه معلمان روشهای تدریس مناسب جهت تحقق اهداف، مورد مطالعه وشناسایی قرار گیرند ».[18]
ج: نقش هدفهای تعلیم وتربیت
هدفهای تربیتی چه نقش در فرآیند تعلیم و تربیت دارد و چه کمکی در پیشبرد روند آموزشی می کند؟ برای رسیدن به جواب این سئوال به مواردی که بعنوان نقش و کارکرد هدفهای تعلیم و تربیت از طرف اندیشمندان تعلیم و تربیت بیان شده است اشاره می شود:
1. هدفهای تربیت جهت تجربیات، فعالیتها، مطالعات، مبحثهای معلم و شاگرد را تعیین می کند.
2. هدف های تربیتی نقطه ای را که کلیه فعالیتهای آموزشی و پرورشی به آن توجه دارند، مشخص می سازند.
3. هدفهای تربیتی موجب پیشرفت دائمی هستند و در جنبه های مختلف رشد توافق و سازگاری ایجاد می نمایند.
4. هدفهای تربیتی کوششهای افراد و گروهی شاگردان و معلمان را هم آهنگ می سازند.
5. هدفهای تربیتی معلمان و شاگردان را برای شرکت در فعلایتهای متنوع تربیتی تحریک می کنند.
6. هدفهای تربیتی راهنمای خوبی در انتخاب و سازمان دادن تجربیات مدرسه هستند.
7. هدفهای تربیتی اساس ارزش سنجی پیشرفت شاگردان را تشکیل می دهند. [19]
د: منابع تعیین هدفها
یکی از مسایل مهم در فعالیتها و برنامه ریزی های تعلیم و تربیت، توجه به اهداف است که براساس آن و به منظور نیل به آنها کلیه اقدامات تربیتی و بکارگیری ابزارها و روش های آموزشی و تربیتی، اعمال می گردد و برای نیل به اهداف تربیتی کلیه افراد که به قسمی در فرآیند تعلیم و تربیت دخالت دارند چون مدیران و رؤسای آموزش و پرورش معلمان آموزشی، معلمان پرورشی، اولیاء شاگردان و حتی محیط فیزیکی محل تحصیل باید با عزم شایسته تلاش گسترده و معقول را انجام دهند و این توجه نه تنها به تعیین اهداف و بکارگیری آن نیاز است بلکه به منابع تعیین هدفها نیز باید دقت شود. در این قسمت به منابع اهداف می پردازیم که اصولا هدفهای آموزشی و پرورشی از چه منابعی استخراج و گرفته می شود و طرز تعیین آنها چگونه است.
1. نیازهای جامعه
آموزش و پرورش نوین، پل ارتباطی است بین مدرسه و جامعه، یعنی در راستای تقلیل و بهبودمشکلات اجتماعی، و رسیدن به اهداف ایده آل، آموزش و پرورش را تنظیم می کنند. چون تعلیم و تربیت یک نهاد اجتماعی است و فعالیت های تربیتی، با نظر به احتیاجات و نیازهای اجتماعی، تعیین می گردد. امور اجتماعی به نظر فلاسفه تعلیم و تربیت، در کلیه جوامع تقریبا شکل یکسان دارد و جا دارد که فعالیت های تربیتی و آموزشی با نظر داشت این امور، تنظیم و اجرا گردد.
آنچه مهم است این است که در تعیین هدفهای تربیتی، باید نیازهای اجتماعی در ابعاد وسیع، در نظر گرفته شود، چون قرار است تعلیم وتربیت نقش تعیین کننده در تحولات اجتماعی داشته باشد. مهم ترین تغییرات اجتماعی، ترسیم کردن خط مشی و مکانیسم دست یابی به اهداف اجتماعی است، واین مهم کار آموزش و پرورش است که اهداف تربیتی خود را در راستای اهداف کلان جامعه قرار دهد .در جوامع امروزی تحولات به صورت چشم گیر در حال وقوع است، تغییرات وسیع در همه عرصه ها به وجود آمده زندگی سنتی کلیه جوامع با ورود دست آورهای تکنولوژی و صنعت مدرن، زیر رو شده به گونه ای که آداب و فرهنگها نیز تغییر کرده است.
در اهداف تربیتی تعلیم و تربیت، نیازهای اجتماعی با توجه به تغییر و تحولات هر عصر و زمان، در نظر گرفته می شود و این اصل، مبنای اهداف قرار می گیرد تا نسلی متناسب بازمانی که زندگی خواهند کرد، تربیت شوند. یعنی مکاتب و مدارس نه تنها باید نسلی را تربیت کنند که علاوه بر داشتن توانایی،نسبت به اداره زندگی شخصی خود، و مهارتهای لازم برای مقابله با مشکلات زندگی خصوصی، نسلی آینده نگر را تربیت کند که با پیش بینی مشکلات احتمالی زندگی ، خود را به معلومات، دانش، مهارتها و شیوه های رفتار لازم برا زیست در جهان آینده تجهیز نمایند.[20] تا به این شکل اجتماعی پایه گذاری و شکل گیرد که کمتر دچار چالش و درگیر با مشکلات و نارسائی گردد و افراد آن از توانایی و قدرت عقل، منطق و خرد برخوردار باشد.
2- نیازهای شاگردان
نیازها و رغبت های دانش آموزان در نظر بسیاری از متخصصان و صاحب نظران، بعنوان یکی از منابع تعیین اهداف در نظر گرفته می شود بعد از مطالعه دقیق این نیازها نتایج و اطلاعات بدست آمده از وضع آنان باید با معیارهای مطلوب و هنجارهای قابل انتظار مقایسه شود. این کار برای آن است که نسبت وضعیت موجود شاگردان، با وضعیت مطلوب و ایده آل آنان بدست آید. یعنی روشن گردد که دانش آموزان در شرایطی فعلی در چه وضعیت قرار دارد و اختلاف بین شرایط موجود و وضعیت مطلوب تا چه حد است. با مطالعه وضعیت شاگردان، روشن خواهد شد که همه آنها نیازهای تقریبا مشابه و یکسانی دارند و این نیازها در هر جا به طور یکسان وجود دارد. و ظایف اولیای دانشآموزان و دبیران و معلمان آموزشی این است که به گونه ای با تعلیمات و روش آموزشی مناسب، در جهت ارضای این نیازها اقدام کنند و نتایج رضایت بخش را برای شاگردان که طبعا برای جامعه نیز آثار مثبت خواهد داشت، تحصیل کنند.
برای برآوردن نیازهای شاگردان، مدارس و مکاتب می توانند به پرورش مهارتها و نگرش های اقدام کنند که در اشباع نیازهای آنان مؤثر باشند و نه تنها نیازهای داخل مدرسه را در نظر بگیرند، بلکه نیازهای آنها را در تعاملات بیرون از مدرسه نیز از نظر روانی تامین کنند.
3. دیدگاه متخصصان
کتابهای درسی یا بقول بعضی از نویسندگان، دانش، یکی دیگر از منابع تعیین اهداف می باشد. موضوعات درسی و کتابهای که تدوین می گردد، منعکس کننده اهداف و تصورات نهاد تعلیم و تربیت می باشند. نویسندگان کتابهای درسی، مواد و محتوای آنها را با توجه به آخرین تغییرات و کشفیات جدید علمی می نویسند تا دانش آموزان را با آخرین معلومات و مهارتهای لازم تربیت و تجهیز کنند. با توجه به پیشرفتهای علمی و افزایش معرفت بشری و تاثیر علوم جدید بر زندگی، فکر و نگرش افراد، این تغییر و تحولات جدید که در تمام عرصه های زندگی بشر رخ می نماید، در تنظیم و تدوین کتابهای درسی نقش اساسی دارد. یعنی نویسندگان کتابهای درسی، محتوایی آنها را با توجه به آخرین یافته های علمی و تغییرات اجتماعی با در نظر داشت هدفهای تعلیم و تربیت می نویسند تا به این ترتیب در تنظیم کتب نیازهای دانش آموزان و نسل های صحنه گردان آینده اجتماع به بهترین وجه به پیشرفت و ترقی علمی، تعریف و در نظر گرفته شود «و مواد و موضوعات درسی و محتوایی مطالب مربوط به آنها را براساس هدفها و امکاناتی که تکنولوژی و علم در اختیار آموزش و پرورش قرار می دهند. تنظیم کنند.»[21]
ملاک گزینش اهداف
1. فلسفه تعلیم و تربیت
اهداف که از منابع سه گانه بدست می آید،نیاز به تنظیم، سامان دهی، و گزینش نهایی دارد تا بعنوان اهداف تعلیم و تربیت در نظر گرفته شود. بکارگیری تمام اهداف که از منابع یاد شده، به دست می آید امکان پذیر نیست، چون از یکطرف بسیار گسترده و وسیع می باشد و کثرت عددی دارد به گونهای که نمی توان همه آنها را به عنوان هدف قرار داد و از سوی دیگر بعضی از آنها،در تضاد با بعضی دیگر، قرار دارند و همدیگر را نقص می کند. بنابراین درست نخواهد بود که آنها را همچنان دست نخورده به عنوان اهداف، ارائه داد بلکه نیاز به پالایش دارد وباید برای انتخاب نهائی، ملاک های را در نظر گرفت که میتواند در تعیین اهداف تاثیر گذار باشد، یکی از آنها فلسفه تعلیم و تربیت می باشد.
فلسفه تعلیم و تربیت نقش فیلتر را دارد، هم چنانکه پیش از این ذکر شد آموزش و پرورش یک نهاد اجتماعی است و بخشی از فلسفه اجتماعی در هر جامعه می باشد. تعین کننده اهداف اجتماعی، فلسفه آموزشی و پرورش می باشد، بنابراین در ارزیابی اهداف، آندسته هدفها در نهایت گزنیش می شود که با فلسفه آموزش وپرورش همخوانی و مطابقت دارد و بقیه از فلیتر آن بالا نمی آید.
اما اینکه چگونه فلسفه آموزش و پرورش این وظیفه را انجام میدهد و نحوه کارکرد آن چگونه است و در انتخاب اهداف بعنوان انتخاب نهائی چگونه عمل می کنند، اندیشمنئدان و فلاسفه تعلیم و تربیت مثال های زیاد و قابل درک را بیان کرده و برای روشن شدن مطالب،به یک مورد آن که دکتر ظهیری در کتابش بیان کرده دقت فرمایید: فلسفه آموزش و پرورش با سئوال های از این قبیل مواجه است:
آیا مدرسه جوانان را باید تربیت کند که جامعه فعلی را هم چنانکه هست بپذیرند؟ یارسالت انقلابی در تربیت جوانانی دارد که برای بهبود و اصلاح جامعه خویش تلاش کنند. در صورتیکه نظام آموزش و پرورش معتقد باشد که اولین وظیفه آن عبارت از آموزش و تربیت جوانان برای سازگاری با جامعه کنونی است، در این صورت عوامل اطاعت از قدرتها، و فاداری به آداب و رسوم جاری را به شدت مورد توجه و تاکید قرار خواهد داد و مهارت های را خواهد آموخت که در انجام فنون فعلی زندگی، لازم به نظر می رسند.
اما اگر به ایجاد تحول در کلیه شئون زندگی فردی و اجتماعی معتقد باشد، بدیهی است که به تجزیه و تحلیل انتقادی از امور، توانایی مقابله با مسایل و مشکلات، استقلال رای، خویشتن دارای، اهمیت میدهد.[22]
با این حساب نقش فلسفه آموزش و پرورش در تعیین هدفها بنحوی روشن می گردد، ملاک و معیار آن برای رد یا قبول اهداف و اینکه اهداف از چه جهت با فلسفه هماهنگی داشته باشد، بیان می شود که فلسفه در راستای سیاست های کلان جامعه تنظیم شده، اهداف را که در تضاد با آن ها است، رد می کند.
2. روانشناسی یادگیری
دومین ملاک برای انتخاب هدفها که از طریق منابع سه گانه انتخاب و پیشنهاد شده،روانشناسی یادگری می باشد. عالی ترین هدف آموزش و پرورش یادگری است که عبارت از تغییر نسبتا پایدار در رفتار فرداست. و قرار است که تعلیم و تربیت این تغییر را در افراد تحت تعلیم بوجود بیاورد. اما اینکه این تغییرات و یادگیری چطور در افراد به وجود می آید و اصولا زمان مناسب برای ایجاد یادگیری چه زمانی است و چه مقدماتی لازم دارد و کدام نوع یادگیری ها با همدیگر ارتباط دارد، روش های معقول و مناسب یادگیری کدام است، یادگیری از راه تعمیم یا یادگیری از راه محرک و پاسخ... همه اینها در روانشناسی یادگیری بحث می شود و از این طریق و با استفاده از راهکارهای پیشنهاد شده در روانشناسی یادگیری، اهداف مناسب را میتوان انتخاب کرد که در راستای اهداف کلان جامعه و سیاست های کلی تعلیم و تربیت باشد.
اهداف شایسته گزینش
اهداف باید باتوجه به نیازها و ضروریات حال و آینده جامعه اتخاذ شود.در جریان اتخاذ اهداف به امکانات و منابع لازم که صرف آن می شود، توجه عمیق مبذول شود چون امکان دارد هدفهای انتخاب شود که رسیدن به آن، امکانات فراتر از وسع وتوان منابع کشور را نیاز داشته باشد،طبیعی است که فعالیت در آن سر انجام به نتیجه نخواهد رسید. در گزینش اهداف سه عنصر سازنده تاثیر گذار، یعنی زمان ، سرمایه و نیروی انسانی، باید لحاظ شود . بکارگیری منطقی از این سه و استفاده بهینه از آنها، رسیدن به اهداف را آسان می کند . فیلسوف تعلیم و تربیت «جان دیؤی» آمریکایی درباره اهداف اتخاذی می گوید :
1- هدف اتخاذی،بایداز شرایط موجود برخواسته باشد.
2- هدف با در نظر گرفتن اوضاع واحوال که هم اکنون در جریان است و با توجه به منابع و تنگناهای وضعیت فعلی بنا نهاده شود.
3- هدف تعلیم وتربیت برمبنای نیازهای تربیتی مبتنی باشد .
4- هدف خوب باید فرد را برای دست یابی به غایت تحریک کند. [23]
دیوئی اضافه می کند که یک هدف خوب باید داری دو ویژگی توالی وپیش بینی باشد.
توالی، تسلسل فعالیت، و پیش بینی فعالیت و داشتن تصویر و تصور ازغایت است . به نظر «بنیامین بلوم» هدف های تربیت بیان صریح روشها و راههای هستند که با استفاده از آنها در تعلیم و تربیت می توان انتظار داشت که رفتار شاگردان تغییر کند .2
«میگر» در کتاب «ادارک هدف های آموزشی» اهداف را بیان وضعیت مطلوب می داند که باید در شاگرد بوجود آورد .3
هدفهای تربیت از دیدگاه اسلام
همانطور که ذکر شد، تعلیم و تربیت از علوم انسانی است و اصولا سرو کارش با انسان است . انسان دارای سه جنبه می باشد جنبه جسمانی ، جنبه حیوانی و جنبه انسانی . انسان از جنبه جسمانی دارای صورت مخصوص وبرخوردار از مواهب عظیم است که در وجود او نهفته است و همیشه در حال فعالیت است اعضای وجوارح بدن و سیستم جسم وساختار و کار کرد آن، به فعالیت جسمی انسان شکل و فرم مخصوص میدهد و تغذیه، فرایند رشد، تولید مثل، سلامت و احساس بیماری ونقصان، از کارکرد جسمانی انسان است . عنایت وتوجه به بعد جسمانی نتیجه اش سلامتی و نیرومندی در فرد خواهد بود .
جنبه حیوانی انسان برای تأمین غریزه و تمایلات وجودی او، به کار میرودکه چه بسا استمرار و بقا نسل انسانی در گرو بکارگیری و استفاده متعادل از آن است، انسان دارای نیروهای پیچیده در وجودخود می باشد مانند شعور، اراده،شهوت ، حرکت ، قوه غضبیه ، قوه عاطفی و..... هر کدام از این خصوصیات کارکرد مخصوص خود را دارد که در شرایط خاص بکار گرفته می شود و نقص درهر کدام از این خصوصیات باعث اختلال در بخشی ازوجودانسان می گردد مثل اینکه انسان نیازمندنیروی دروجو خود است که درک و فهم را انجام دهد. نبود نیروی عقلانی یاکم بودن آن،باعث اختلال در ادراک و قوه تشخیص می گرددوباعث عقب ماندگی ذهنی خواهد شد. چنانچه انسان نیازمند قوه غضب است این نیرو باعث می گردد تاانسان در مقابل خطرات احتمالی بیرونی از خود واکنش نشان دهد در مقام دفاع برآید،به همین دلیل، برخورداری از نیروی عاطفی تنها، کافی نیست در وجود انسان دونیروی جاذبه ودافعه لازم است .بطور کلی اعتدال و توازن نیروهای وجودی انسان باعث تعادل انسان می گرددو فقدان هر کدام باعث نقصان است . این صفات و غرایز از لوزام زندگی حیوانی و زیر مجموعه بعد حیوانی وجود انسان است.
جنبه انسانی در وجود انسان در حکم یک پل است که این موجود خاکی را باموجود متعالی وصل می کند روح انسان ملکوتی و الهی است فطرت او فطرت خدای می باشد. همین خصوصیات باعث شده است که انسان از سایر مخلوقات برتری حاصل کند چون شایستگی او در انجام یک رسالت بزرگ است که سایر موجودات از انجام آن عاجزند و آن خلیفه خدابودن در روی زمین است. پس انسان مسئولیت ویژه دارند و همین خصوصیت باعث شده است که زندگی او فقط منحصر به زندگی مادی دنیایی نباشد، روح بزرگ او بامرگ جسم از بین نمی رود بلکه به جهان به مراتب بزرگتر ازجهان فعلی، منتقل می شود تا شاهد اعمال خود در این دنیا باشد. طبق سنت الهی مرگ سراغ هر انسانی را می گیرد، زندگی جاویدانه فقط خاص وجودربوبی است و غیر از او همه باید فانی شوداماقبل از مرگ و رفتن و بار سفر بستن، باید روحش که منشعب از روح الهی است، با ایمان و عمل صالح و کسب فضایل اخلاقی، دوری از رذایل، تقرب بخدا، صیقل داده شود و از این طریق عبد شایسته برای خالق خود باشد .
هدف تربیت اسلامی تقویت بعد الهی وجود انسان است تا صفات وکمالات معنوی در وجود او تقویب شود و بدینسان فردی برجسته وبرخوردار از خصوصیات مانند: خیر خواهی ، امانتداری ، راستگوی ،ایثارگری ، عدالت خواهی، وظیفه شناسی ، انضباط، تواضع، تحرک، کوشای وجدیت باشد.این امر فقط در پرتو تدبیر و تربیت و سنجیدگی و برنامه ریزی مدیران و دست اندرکاران امور تربیتی امکان پذیر است. وظیفه طراحان، برنامه ریزان چه در امور آموزش وچه در قسمت تربیت و پرورش، اینست که نیل به اهداف معینی را در صدر فعالیت کاری خود قرار دهندو بسیاری بجا خواهد بود که در این راه سرمایه گذاری های مادی ومعنوی فراوان انجام بگیرد و باز دهی سرمایه گذاری در امر تعلیم و تربیت، گرچه زمان براست، اما یقینا نتایج آن تحول عمیق وبنیادی در جامعه خواهد داشت .
تقسیم بندی اهداف تربیتی از نظر اسلام
در تقسیمات بشری اهداف تربیتی، تمرکز بشتر درجهت فعال سازی توانایی فرد، با هدف انطباق با محیط و تبدیل شدن به یک عنصر مفید و کار آمد، برای پیشرفت مادی خود و جامعه می باشد.
اما اهداف تربیتی از نظر اسلام، بشتر درجهت برجسته کردن فطرت الهی و ذاتی انسان است. تا از این طریق، گرایش به سمت معنویت در فرد وجود آید و قدرت درک رمز و رازهای هستی و نیل به فهم قدرت صانع و عظمت و ابهت که در آن نهفته است، فزونی یابد و بدین وسیله فرد در هر کرانه از این جهان بزرگ، خود را در محضر خدا احساس کند، و توانایی و قدرتش رابرای انجام کار هدیه خالق خود بداند و همواره در صدد ایجاد و تقویت جامعه مطلوب باشد که در آن به انسانیت انسان و خواست های متعالی بشری، هم چون عدالت، صلح ، همکاری و تعاون .... به بزرگی، نگاه شود. به همین جهت، هدف تربیت از دیدگاه اسلام بوجود آمدن انسانها صالح است که جامعه خوب و کشور صالحان راتشکیل بدهند. در تقسیم بندی اهداف تربیتی از دیدگاه اسلام و ساز و کارهای آن، دقیقا این مطلب لحاظ شده است و راهکارهای برای ماندن در این مسیر، وعدم انحراف از آن، ارایه شده است .
اهداف تربیتی ازدیدگاه اسلام،برسه قسم تقسیم می شود
1-اهداف غایی2-اهداف کلی(واسطه) 3-اهداف جزئی (رفتاری)
هدف غایی و نهایی در اسلام، قرب و نزدیکی به خداست. تمام فعالیت انسان در جهت رسیدن به این هدف یعنی هدف غایی که رسیدن به قرب الهی باشد انجام می شودو فقط خداست که صلاحیت دارد در مدار حرکت انسانی قرار گیرد. منظور از هدف غایی یعنی استمرار حضور خدا در متن زندگی انسان. انسان در هر آن از حیات خود، محتاج دمیدن نفخه الهی است. پس بجاست که مقصد حرکت او هم رسیدن به قرب خدا باشد.در اهداف تربیتی اسلام، اتخاذ رویکرد،وانتخاب روشهای مناسب، در جهت رسیدن به این هدف عالی که انسان با آن پیوند ناگسستنی دارد،تاکید شده است، چون از یک جهت منشاء وجود انسان، واز طرفی دیگر محل بازگشت او است. با شناخت هدف غایی و غایت و سرانجام کار، زندگی برای یک فرد مسلمان معنی خاص پیدا می کند چون دیدن جلوه های از مظاهر قدرت او در جهان هستی که خود آینه ای است بر عظمت خدا، همواره فلاح، سعادت و فوز عظیم را به انسان می نمایاند که همان شناخت خداورسیدن به او باشد .
اهداف واسطهای :
اهداف واسطهای در حکم وسیله رسیدن به هدف غایی است. هدف غایی راه و مسیر را برای انسان مشخص می کند، اما چگونگی طی مسیر، کار هدف نهایی نیست بلکه کار هدف واسطه ای است. مثلاً هدف نهایی، قرب بخداست، اینکه چگونه باید به قرب خدا رسید هدف واسطه ای آن را بازگو می کند که مثلا از طریق معرفت خدا و شناخت عظمت و صفات او و ایمان بخدا و ا طاعت از دستورات او و تقوا و پرهیزکاری و اجتناب از نواهی الهی و عبادت و پرستش خدا که او ست تنها سزاوار پرستش و عبودیت، می توان به خدا رسید.
اصولا رفتار انسان و تعامل او از چهار حیطه خارج نیست :
ارتباط انسان با خدا، ارتباط انسان با خود، ارتباط انسان با دیگران، و ارتباط انسان با طبیعت.
هدف تربیتی تعامل انسان با خدا، یعنی انتخاب مسیر و انجام فعل که در شأن رابطه با خدا باشد. در ابتدا باید بشناسی که اصولا خدا کیست؟انسان با کسب معرفت و شناخت، هر لحظه به خدا نزدیک تر می شود و حضور او را در زندگی اش بیشتر احساس می کند و همین مسأله ارتباط اورا با خدا عمیق تر می کند و او را سزاوار پرستش می یابد و اساسا ارتباط انسان با خدا یک هدف وارسته ای است .
ارتباط انسان با خود نیز از این مقوله است انسان موجود بزرگ است در وجود او توانائیها، نیازها و گرایشهای زیادی نهفته است. شناخت این توانائیها و نیازها یک گام انسان را به اهداف غایی نزدیکترمی کند. چون با شناسایی این مجموعه حرکت در در بستر مناسب که مقتضای طبع وخاصیت انسان است مهیا می شود وبعد از این انسان در مسیر فطرتش باقی خواهد ماند انسان دارای دو بعد است، بعد جسمانی و بعد روحانی. بعد جسمانی، متشکل از اعضاء و جوارح و سیستم بدن و ساختار و کارکرد اوست که به حکم طبیعت با نظم خارق العاده هر عضو به فعالیتش ادامه میدهد و چنین نظم کارکردی برخواسته از قدرت مافوق طبیعی به گونه ای است که، اختلال در کار هر یک از اعضاء، موجب اختلال در کل پیکره شده و نارسایی را بدنبال دارد. تفکر در این موضوع و دقت در کارکرد هر کدام از اعضا، موجب نزدیکی انسان به صانع می گردد.
بعد روحانی انسان دارای سه حیطه است:حیطه شناختی، گرایشی و عاطفی. نیروی عقل وتوانای درک و خرد بزرگترین ابزار شناخت انسان است از این موهبت الهی می توان چون سکوی پرش به سمت مراحل عالی انسانی و در نهایت به جانب خدا استفاده کرد و به هدف غائی یعنی قرب حضرت حق رسید . انسان با شناسایی دقیق این قسمت از وجود خود و حرکت در جهت رشد آن با استفاده از امکانات که در جهان هستی برای او در نظر گرفته شده است می تواند به تعالی خود کمک کند و مسیر رسیدن به کمال را باچراغ عقل مهیا سازد و با تفکر در خود و جهان پیرامون و ظرافت های هستی به بالندگی قوه شناخت و خرد خود کمک کند با توجه به اهمیت این بعد از وجود انسان و نقش شناخت در زندگی و حیات انسان، در آموزه های دینی، به استفاده از ابزار عقل و تفکر و اندیشیدن بسیار تاکید شده، چون عقل در فهم و درک حقایق و تکالیف دینی نقش اساسی دارد و بعنوان یک حجت بزرگ در هدایت انسان و پرورش خصلت های الهی او دخیل است. در نقطه مقابل کسانیکه از این نیروی بزرگ واین موهبت الهی به نحو احسن استفاده نمی کند و در جهت رشد وتقویت خرد و اندیشه وبارور کردن نیروی عقل خود گام برنمیدارد همواره مورد ملامت و سرزنش قرار گرفته و به آنان هشدار داده شده است. طبق آموزه های دینی کسانیکه از نیروی عقل استفاده نمی کند در واقع در حکم انسان است اما از حقیقت انسانی خالی است چون شمع عقل در وجود او خاموش گردیده و این توانایی تقویت نشده است و ابزارهای ارتباطی با دیگران را از دست داده و به فرموده قرآن مانند چهار پایان می ماند که کورند و کرند و نمی اندیشند. انسان که از عقل بهره نمی برد جاهل می ماند. انسان جاهل خطر انحرافش بشتراست .
برای تعالی بخشی به خرد و عقل و دور ماندن از پیامد های منفی عدم رشد قوای عقلی باید عوامل که موجب رکود و ایستای اندیشه انسان می شود را به درستی شناسایی و مقابله کرد، خوشبختانه با مراجعه به متون دینی و روای اسلام، راه های شناخت عوامل باز دارنده انسان از رشد عقل وراههای تقویت و ببار نشاندن قدرت تفکروبینش، براحتی بدست می آید، تا از این طریق بتوان اولاً نفس خود را بدرستی شناخت و به نیروهای وجودی خود پی برد و بعد از طریق عقل به هدف خلقت که رسیدن به خدا و قرار گرفتن در جوار قرب او باشد اقدام کرد.
[1] . شریعتمداری، اصول و فلسفه تعلیم و تربیت، صفحه 41.
[2] . قرآن کریم- سوره اسراء- آیه 29.
[3] . قرآن کریم- سوره شعرا، آیه 18.
[4] . حسین مهدی زاده؛کاوش در ریشه قرانی واژه تربیت و پیامد های معنای آن،مجله معرفت،آبان 1381، شماره 59،ص104.
[5] حوزه و دانشگاه؛ فلسفه تعلیم وتربیت، صفحه 334
[6] . گاستون میالاره؛ معنی و حدود تربیتی، ص15.
[7] . شکوهی، غلام حسین؛ تعلم و تربیت و مراحل آن؛ صفحه 6.
[8] . فلسفه تعلم و تربیت همان، صفحخه 366.
[9] . امینی، ابراهیم؛ اسلام و تعلیم و تربیت، صفحه 14.
[10] . صدیق، عیسی؛ تاریخ فرهنگ ایران، صفحه 4.
[11] . سیف ،علی اکبر؛روانشناسی پرورشی، ص 28 .
[12] . شعاری نژاد، علی اکبر؛ فرهنگ علوم رفتاری، ذیل: Teaching.
[13] . سیف، علی اکبر؛ روانشناسی پرورشی، صفحه 14.
[14] . گانیه، رابرت میل؛ اصول طراحی آموزشی، صفحه 32.
[15] . حاجی ده آبادی، محمد علی؛ درآمدی بر نظام تربیتی، صفحه 15.
[16] . باربور، ایان؛ علم و دین، صفحه 371.
[17] . حوزه و دانشگاه؛ اهداف تربیت از دیدگاه اسلام، صفحه 5.
[18] . مکی حسن : مبانی واصول تربیت ص 68
[19] . دکتر شریعتمداری، علی ، جامعه و تعلیم و تربیت، صفحه 178.
[20] . دکتر علی تقی پور ظهیر، همان، صفحه ۱۲۰.
[21] . همان، صفحه ۱۲۲.
[22] . دکتر علی تقی پور ظهیر، مبانی واصول آموزش وژرورش ، ص۱۲۵ .
نوسنده وبلاگ:علیجان سعیدی فارغ التحصیل فقه و اصول از جامعة المصطفی،کارشناس ارشد تاریخ از دانشگاه باقرالعلوم(ع) و کار شناس ارشد علوم تربیتی از جامعة المصطی العالمیه.
