تبليغاتX
اندیشمندان افغانستان

افغانستان دردوران سی ساله اخیر صحنه ای رویاروی باورها، اندیشه ها وفعالیت‌های اقتصادی، سیاسی وفرهنگی مختلف بوده است، زمانی میدان حکمروای کمونیست ها، مدتی صحنه رقابت مجاهدین، و زمانی محل استقرار نظام واپس گرایی طالبان. در این دوران مصائب ومشکلات زیاد بر مردم تحمیل گردید وحوادث زیادی اتفاق افتاد که با توجه به تازگی آنها وعدم افشای بسیاری از اسناد وحقایق پشت پرده، داوری در باره آن قدری مشکل است، وشاید آیندگان بهتر بتوانند در این باره قضاوت کنند. در این میان اما وحشی گری مجاهدین وگروه‌های جهادی بعد از فروپاشی حکومت نجیب، تمام امید ها و آرزوها وآرمانهای میلیونها انسان دردمند واسیر در کام خود کامگی سلاطین وحشت واستبداد زده گان را به یاس تبدیل نمود واین مساله را اثبات کرد که برای بنیان یک نظام سیاسی وتنظم وتنسیق اداره کشور، صرفا داشتن آرمانهای متعالی ورویه‌های متاثر از شریعت کفایت نمی کند، بلکه نیازمند درک همه جانبه و وسیع از مسایل سیاسی وروابط بین الملل وداشتن نگاه بنیادی به پدیده ها وضرورت ها نیز می باشد. مجاهدین با جزم گرایی ونگاه تک بعدی، افق تاریک  را برای ملت رقم زدند که علاوه بر جنگ‌های داخلی، باعث تشکیل نظام طالبانیسم گردید که دوران سخت وطاقت فرسایی را در تاریخ کشور رقم زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در پنجشنبه سوم فروردین 1391 و ساعت 8:51 |

سیاست به معنی دسترسی به قدرت وتاثیر گزاری در سازمانها، نهاد ها، وعرصه‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، علمی وفرهنگی برای هزاره ها میسور نبوده است. حکومت‌های افغانستان همواره نسبت به شیعیان نگاه بد بینانه داشته است. این تلقی ناموزون متاثر از فضای سیاسی، اجتماعی حاکم بر کشور وادبیات وگفتمان رائیج بود. بر اساس رویکرد نانوشته اما توافق شده سیاسی، قوم، مذهب وزبان اضلاغ سه گانه یک مثلث است که معیار ارزش گزاری در تعاملات سیاسی واجتماعی قرار می گیرد. به موازات بر خورداری از این سه فاکتور، موقعیت وجایگاه اجتماعی افراد وگروه ها ارتقا پیدا می کند.هزاره ها که فاقد این سه ویژگی می باشند از نظر گروه حاکم به قعر جدول هرم اجتماعی سقوط کردند وبه آنان به صفت شهروندان درجه دوم نگاه می شد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در شنبه هفتم آبان 1390 و ساعت 20:1 |

تذکر : در کودتای کمونیستی هفت ثور که باعث تحولات ودیگر گونی سیاسی واجتماعی سی ساله در افغانستان گردید هزاره ها نیز به عنوان یک گروه قومی بزرگ کشور متاثر از تحولات فراز ونشیب زیادی را تجربه کردند. آنچه که در ذیل آمده است تحلیل کوتاه در باره نگاه کمونیستها به اقوام ( مطالعه موردی هزاره ها ) می باشد .

در هفت ثور (اردیبهشت) 1357 دو حزب کمونیست خلق و پرچشم که از نظرفکری تابع ایدئولوژی مارکسیستی و از نظر سیاسی از طرف شوروی حمایت می شدند،در یک کودتای خونین محمد داود رئیس جمهور را سرنگون کردند و نور محمد ترکی به قدرت رسید.یک سال بعد ارتش سرخ شوروی به افغانستان تجاوز کرد.دولت دست نشاده ترکی هدف خود را دفاع از ایدئولوژی مارکسیستی ودفاع از مرزهای شوروی و جلو گیری از روی کار آمدن دولت مخالف شوروی اعلام کرد. به دنبال این تحولات سیاسی و نظامی، در سراسر کشور جهاد و مبارزه بر علیه نیروهای متجاوز و نوکران داخلی آنها شروع شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:30 |
به بهانه ای هشت ثور سالروز تشکیل حکومت اسلامی مجاهدین

در بهار سال 1371 در صحنه سیاسی افغانستان، حوادث اتفاق افتاد که برایند دو دهه کشمکش و مخاصحات بود.رژیم دست نشانده کابل به رهبری نجیب الله به پایان خط رسید و طبق توافق دولت نجیب و نمایندگان احزاب مجاهدین اتحاد هفت گانه مقیم پشاور،در تاریخ 8 ثور (اردیبهشت) 1371 قدرت به مجاهدین در کابل تحویل شد. با این پیش آمد،دکتر نجیب الله به دفتر سازمان ملل در کابل پناهنده گردید، سایر اعضای دولت کمونیستی به خارج فرار کردند و دولت انتقالی مجاهدین به ریاست صبغت الله مجددی برای دو ماه تشکیل شد،گروههای مجاهدین که تا حال نمی توانستند به کابل بیایند، سرازیر مرکز کشور شدند و به دلیل از هم پاشیدگی نهادهای امنیتی سابق و عدم شکل گیری نهادهای جدید، بی نظمی و حرج و مرج کابل را فرا گرفت


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:34 |

lthough Pakistan's headlines are dominated by the violent excesses of Taliban extremists, the majority of Pakistanis subscribe to the more mystical Sufi tradition of the country's Barelvi school of Islam. And attacks on their places of worship are becoming depressingly familiar. Last Sunday, two bombers attacked the 13th Century Sakhi Sarwar shrine, near the southern Punjabi town of Dera Ghazi Khan, slaughtering 50 people and injuring twice as many. Mercifully, two other bombers failed to detonate their devices, preventing even higher casualties. Still, it was the deadliest assault yet on a Sufi shrine in Pakistan — and the sixteenth in the last two years.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در جمعه نوزدهم فروردین 1390 و ساعت 13:26 |
 

دفاع پایان نامه به عنوان:             

           حیات علمی و فرهنگی شیعیان در دوره معاصر افغانستان 

 در تاریخ ۱۱/۱۲/۱۳۸۹ اینجانب علیجان سعیدی از پایان نامه کارشناسی ارشد در دانشگاه باقرالعلوم(ع)تحت عنوان فوق باامتیاز عالی دفاع کردم.در این رساله نگارنده سعی کرده است فعالیت های علمی وفرهنگی شیعیان وتاثیر آنها در تحولات افغانستان معاصر را بررسی کند.از آنجا که بیش از ۹۰٪ نفوس شیعیان را هزاره ها تشکیل می دهند تبعا اکثر جامعه آماری ما مربوط به این قوم می باشد.چارچوب نظری اشاعه گرا ونظریه پخش به عنوان یک قالب مشخص در این نوشته به کار گرفته شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389 و ساعت 18:0 |
 

افغانستان و اصلاحات تاریخی

تاریخ افغانستان را می توان به دوره باستان ، میانه ومعاصر تقسیم کرد.این سه دوره از نظر تولید فکروبافت نظری،متفاوت بوده واز منظر تاثیر گزاری برساکنان این گستره نیزمتمایزاست.افغانستان دردوره باستان یک حوزه تمدنی بزرگ،دارای آیین دینی ومذهبی،جغرافیای سیاسی،تولیدات فکری،فرهنگی،روشن ومتمایزبوده است.علامت گزاری این دوره از پانصد سال پیش از میلاد مسیح شروع می شود ودر دوره های متناوب بعدی ، نظام های متمول شکل گرفتند که در گذر تاریخی طولانی با تشکیل دولت وایجاد حاکمیت،دارای قدرت واقتدار شدند چون باختری ها ، یونانی ها ، کوشانی ها، یفتلی ها ، ترک ها و ساسانی ها  . هر کدام از این سلسله ها در غنا مندی فکری وفرهنگی وخلق تمدن وشکوفا سازی خلاقیت فکری وذهنی این خطه به نحوی تاثیر گزار بودندوسنگی بر بنای تمدن وفرهنگ مردم این مرز وبوم اضافه کردند که نمود عینی این ساختمان فکری را در تکوین وتولید آثار ، مکاتب ، وآیین های فکری وشخصیت های فرهیخته وحکیم می توان جستجو کرد .حکیم الهی زرتشت در بلخ سر درآورد واثر ماندگار او « اوستا » برای ابد اندیشه بلند انسانی وحکیمانه اورا جاودانه ساخت وآیین خیر اندیش او در گسترش وبنا گزاری خصلت های بزرگ انسانی چون صداقت،یکتا پرستی،شهرنیشینی،زراعت، وپرهیز از ناروایی ، دروغ ، چپاول وراهزنی وشرارت ، تاثیر مهم وغیر قابل انکار داشت .باختریان دولت متمدن ودارای ساختار منظم ونظام سیاسی مقتدر ویک پارچه بودند . افغانستان در این دوره از ثبات وامنیت سیاسی و اجتماعی مناسب بر خوردار بود .کوشانی ها،ویفتلی ها،که آیین مذهبی جدید را در این خطه تجربه وگسترش دادند ، در خلق آثار تمدنی همت زیاد کردند آثار چون لوح ها وسنگ نوشته های متعدد کشف شده در مناطق مختلف کشور وبناهای تاریخی چون پیکره های بودا در بامیان که متاثر از آیین بودا خلق شده، گویای فعالیت های فکری وفرهنگی این دوره بوده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه نهم آبان 1389 و ساعت 18:25 |
 

آسیب شناسی رفتار‌های مذهبی شیعیان افغانستان

شیعیان افغانستان انسانهای با اخلاص، متدین،جامعه پزیر و قانونمدار هستند ومذهب در تمام تاروپود زندگی فردی واجتماعی آنها ریشه دوانده است. هیچ بخش را نمی توان پیدا کرد که فارغ از رنگ وبوی مذهب باشد. دراین میان بعض از رفتارهای آنان که به ظاهر ضبغه ای دینی دارد،در واقع هیچ ربطی به مذهب ندارد وتنها به جهت جهل وبی سوادی مردم، عده ای سود جو وفرصت طلب، با سوء استفاده از احساسات پاک آنها، اعمالی را به نام مذهب رنگ تقدس داده و در میان مردم جا انداخته اند. در ذیل بعض از این رفتارها بررسی ونقد می شود اما قبل از آن تذکر این نکته لازم است که نگارنده به تمام اقوام، گروه ها، تیره های نژادی وکتله های قومی شیعیان به دیده احترام نگریسته وبرای همه ارزش های برابر وپایگاه یکسان قایل است . هدف از این نوشته تطهیر وتجسم عرشانه ای گروهی وتخریب وتنزیل گروهی دیگر نیست بلکه  صرفا نگاه ویژه با رویکرد انتقادی به بعض ایستارها و رفتارها می باشد که نه تنها مانع عمده در توسعه فکری جامعه هستند بلکه نقش بازدارندگی در شکل گیری خصلت های اجتماعی پسندیده دارند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 و ساعت 17:46 |
 

 

نسبت دین ودموکراسی

بیان مسأ له

نسبت دین ودموکراسی وسنجش رابطه آن دو ، موضوع بحث است که امروزه در محافل علمی از بعد نظری مورد پردازش قرار می گیرد . این موضوع در جهان اسلام در محافل روشنفکری مدتها است که به عنوان یک بحث تازه وچالش بر انگیز شکل گرفته ودر کرسی های نظری پردازی نظرات مختلف در باره آن عنوان شده است . بعض ها معتقدند که دین می تواند دموکراسی را بر تابد وهیچ ناهمگونی وعدم توازن در رابطه این دو نیست . عده ای بر این باورند که دموکراسی نه یک روش بلکه یک ایدئولوژی است ونمی تواند با دین که برناهه قدسی وماورایی می باشد ، سنخیت پیدا کند  . آنچه که روشن است اینست که دموکراسی یک پدیده غربی است ودر دامن فرهنگ غرب با الزامات آن ، نضج گرفته ، به بالندگی رسیده ، وبعنوان یک محصول عقل غربی به جوامع دیگر از جمله به شرق وکشور های مسلمان رسوب یافته است. تطبق وتدقیق یک فراورده بشری وباز تولیدش در محیط جغرافیای خارج از شکل گیری آن ، بدون در نظر داشت شرایط وبستر تولید ، کار عاقلانه ومنطقی به نظر نمی آید بلکه نیازمند بررسی همه جانبه فرهنگی وسیاسی می باشد .در راستای رسیدن به جواب این سوال که « چه نسبت بین دین ودموکراسی وجود  دارد »نسبیت سنجی دین ودموکراسی ضروری می نماید ، اما می توان این جواب را فرض گرفت که دموکراسی دارای مراتب مختلف است، نه می توان انکار کرد که بعض از مراتب آن ، ناساز گار با دین نیست ، اما بعض از قرائت های آن قابل توجیه با دین نمی باشد. جهت تقریب به این ادعا وبیان چگونگی آن ، نیاز مند بحث مقدماتی در تعریف دموکراسی ودین هستیم، ضمن اینکه مراد از دین ، اسلام وغرض از دموکراسی نیز در خلال نوشته بیان می گردد.

واژگان کلیدی :  دین ، دموکراسی ، نسبت ، اسلام ، غرب .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در جمعه چهارم تیر 1389 و ساعت 12:6 |
 

به نظر می ر سد در دوره فعلی که نیروی ها ونخبگان فکری درگیر در امر قدرت ، از یک طرف در  حال ساختار سازی وتحکیم بنیان های فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی واقتصادی می باشد ، دولت ونهاد های مدنی بر زیر ساخت های ثابت واستوار قرار نگرفته وهمه چیز نا متعادل ومتزلزل است ، از طرف دیگر اراده جمعی هم در سطح مدیران ارشد وهم در طبقات پایین ، متاثر از حضور نیروهای غربی وهژمونی سلطه آنان است، نگاه به زن وحضور موثر وی در جامعه در ابعاد مختلف، بیشر نمادین وسمبلیک است وجنبه تبلیغاتی دارد . فضای بوجود آمده در اثر چنین رویکردی بدون در نظر داشت اولویت ها ، امتیازها ، تفاوت ها ،و مشترکات بین تفکرات ورفتار های زنان ، آنهم در جامعه که از یک سو مذهب واز سوی دیگر آداب قومی وقبیله ای تعین کننده است ، منجر به توسعه یافتگی وعبور از بحران نمی شود .

آسیب شناسی سیاست های اعمال شده در قبال زنان در چند سال گذشته ، به روشنی نشان می دهد که اراده قوی ومدیریت یکسان در جهت احقاق حقوق زنان وبستر سازی لازم در این زمینه وجود ندارد ، هیاهوی به وجود آمده وحرکات تبلیغی وتهیجی ، بیش از عینیت سازی است که نه تنها به آرامش اجتماعی منجر نمی شود بلکه خود بحران زا است . ریشه چنین رویکرد نامناسب که منشا تولید اشتباه وخطا در مورد جایگاه ومطالبات زنان وبزرگ نمای شاخص های غیر ضروری در جامعه شده ، تدابیر غیر کار شناسانه ای است که منجر به ایجاد جو ملتهب وانتظارات غیر واقع بینانه در جامعه می گردد. تولید نیاز وخلق انتظارات ، نیازمند ارضای بموقع وبسامان کردن کمبود ها وکاستی ها وترسیم نمود عینی وفزیکی آن برای قضاوت جامعه است که منجر به آرامش روانی وسیر حرکت یکسان اجتماعی می شود . اما اگر شرایط اجتماعی به موازات انتظارات تولید شده ، روش ارضای آن را نتواند تولید کند ، باز خورد منفی را بدنبال داشته ومنجر به ناهنجاریهای اخلاقی واز بین رفتن اعتماد اجتماعی می گردد که تبعات آن بسیار مخرب تر خواهد بود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 و ساعت 12:32 |

 چکیده

 زمانی امور حکومت به علی (ع) سپرده شد که جامعه اسلامی دچار انحرافات جدی ومشکلات عدیده بود .نظامی را که پیامبر بنیاد گذاشته بود ،براساس عدالت، صلاحیت های دینی،شایستگی ویکسان نگری قرار داشت. آنحضرت نگاه متعادل ومتوازن نسبت به همه مسلمانان اعمال می کرد .انتظا ر  این بود که سیره پیامبر در امور حکومتی، به عنوان الگو وزیر ساخت اساسی سر لوحه کاری در دوره های بعدی قرار گیرد، اما این رهیافت دچار تحول عمیق ودیگر گونی همه جانبه گردید ،ساختار اساسی جامعه از نظر شکل ومحتوا تغیر یافت ، خصلت های جاهلی چون وابستگی های نسبی ، اشرافی گری، تعصب های عربی،به زودی جای مناسب را در سیاست های کلی حاکمیت وبه تبع آن در مناسبات اجتماعی  پیدا کرد ،این رویکرد که در دوران سه خلیفه اول،دنبال شد، عملا به شکاف های اجتماعی وفاصله طبقاتی دامن زد، در حال که گروهی از مردم به بلوکه کردن ثروت ومکنت ،مناصب حکومتی،وموقعیت اجتماعی مناسب پرداختند،گروه های زیادی،به بهانه غیر قریشی بودن،موالی ، جنسیت،ونداشتن معیار های ارزشی  مورد نظر حکما ،از نظر منزلت اجتماعی به قعر جدول سقوط کردند. پیامد های چنین سیاستی  موجب نابرابری ها ، فاصله گروه های انسانی از همدیگر و طبقاتی شدن جامعه گردید.این عامل در برانگیختن تنش ها،اعتراضات ، جنبش های اجتماعی و در نتیجه شورش واعتراضات مردمی  نقش اصلی داشت که منجر به تغیر حکومت ورسیدن زمامداری مسلمین به علی (ع) گردید. آنحضرت زمانی مسئولیت را بدست گرفت که جامعه اسلامی بشدت در بحران به سرمی برد  وتنش و کشمکش بر حیات اجتماعی سایه افکنده بود.بنا بر این دولت علی (ع) دولت اصلاحی بود واولویت کاری ایشان ،زدودن انحرافات، تطهیر بدعت ها،توزیع متعادل قدرت وثروت،تعدیل نابرابری های اجتماعی ، وباز گشت به ارزش های دوران پیامبر بود. آنحضرت در راستای رسیدن به اهداف یاد شده ،با چالشها، نارسا ئیها ومشکلات فراوان مواجه گردید. این نوشته در پی آن است که مشکلات علی (ع)  در برقراری عدالت اجتماعی وسیره عملی ایشان در این راستا را بررسی کند.

واژه های کلیدی  :  عدالت ، سیره عملی، نابرابری،قدرت ،ثروت.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389 و ساعت 18:4 |

توجه:   مطلب که در ذیل می آید سخنرانی این جانب است که در شب عاشورای حسینی ۱۴۳۱ه در  جمع مهاجرین عزاداران حسینی هیئت قمر بنی هاشم در قم ایراد شده شده است . این مطالب به همین صورت از نوار پیاده شده ودر اختیار خوانندگان محترم قرار می گیرد 

ظهور وبروز تربیت در حادثه عاشورا

وظیفه تربیت به عبارت ساده و کوتاه عبارت است از : سازندگی ، وآفرینندگی ،ساختن وسازمان دادن ، تلاش برای ایجاد تعادل بین نیاز ها وتمایلات وغرایز. با دید وسیع تر می توان گفت ، تربیت وظیفه دارد سه جنبه آدمی را بسازد : تن ، سر و روان .از این سه ، تعبیر به تربیت فکری وعقلانی ، تربیت جسمی ،وتربیت روانی- حرکتی شده است .در مجموع می توان گفت که تربیت صحیح آن است که فرد را به ایجاد رابطه صحیح بین خود ، خدا ، جامعه، وطبیعت قادر سازد ،اورا فرد مفید وموثر برای خانواده وجامعه سازد انسانی بیافریند که دارای نیل وصول به ارزش های عالی انسانی باشد ، قدرت ابتکار وتصمیم گیری داشته باشد ، آداب زندگی را بداند ، در مسیر جریانات اجتماعی وبرکنار از هر گونه پیش داوری حرکت کند . تربیت وظیفه دارد انسانی بسازد که زندگی اش بر اساس معیار ها وضوابط اندیشیده شده ،مبتنی بر استقلال شخصیت ،عدالت اجتماعی ، شناخت زیبائی وانتخاب احسن، مبانی اخلاقی وانسانی باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در چهارشنبه نهم دی 1388 و ساعت 13:4 |

معارف افغانستان به عنوان نهاد مسول آموزش عمومی وظیفه دارد که زیر ساخت های اساسی وساختار مناسب را در جهت بستر سازی توسعه از طریق بست دانش وگسترش سطح سواد مهیا سازد از آنجا که توسعه فکری وعقلانی پایه ساز توسعه انسانی می باشد وتوسعه انسانی اصلی ترین بخش توسعه است که سر انجانم به توسعه همه جانبه می انجامد این سوال خلق می شود که اهداف اقتصادی چه جایگاهی درمجموع اهداف معارف دارد ؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسیش اهداف اقتصادی معارف را به تحلیل می گیریم کمبود ها کاستی ها ونقایص هم بحث می شود ودر آخر پشنهادات برای تکمیل آن ارائه می گردد.       

قبل از همه این بحث ها، ابتدا اهداف معارف افغانستان به صورت ذیل ارائه می گردد.

اهداف اقتصادی تعلیم وتربیت افغانستان[1]

1.         آشنایی به جغرافیای اقتصادی کشور و جهان.

2.         آشنایی با صنعت توریزم و مناطق توریستی کشور و جهان . . .

3.         آشنایی با اوضاع اقتصادی و راه های مواصلاتی کشور و جهان  . .

4.         آشنایی با نقش مرکز نفوس در تولید اقتصادی در سطح کشور.

5.         ایجاد دغدغه بهبود وضعیت بهداشتی و صبحی و ارتقای سلامت اجتماعی.

6.         ایجاد روحیه مشارکت فعال در امر باز سازی کشور، غرض دگرگونی وضع اقتصادی و انکشاف تکنولوژیکی.



[1] - نصاب تعلیمی افغانستان ، ص 309 و 354.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 19:7 |

در موضوع اقتصاد و اهداف آن، ابتدا بحث های مربوط به اهداف اقتصادی اسلام ذکر می گردد تا روشن شود که مکتب اقتصادی اسلام در بعد معیشت و اقتصاد فردی و اجتماعی، چه راهکارهایی را ارائه کرده، تاکید و تمرکز اصلی  روی چه محور هایی صورت گرفته و اصولاً اسلام هدفهای خاص را در بعد اقتصاد عرضه می کند یا نه؟ و موارد که به عنوان اهداف تعیین می گردد دارای چه معیار و اصولی است؟ آیا اسلام یک سیستم اقتصادی دارد یانه ؟ راهکار های اسلام برای ریشه کنی فقر وبرابری اجتماعی وایجاد مکانیسم جهت تعدیل ثروت های عمومی چیست ؟

در این مقاله به سوال های فوق اشاره می شود اما می توان این جواب را فرض گرفت که اسلام به عنوان یک دین کامل در تمام عرصه های اجتماعی از جمله در مساله اقتصاد رویکرد قابل قبول دارد که برجستگی آن از هر حیث بر سایر مکاتب مشهود است.

     


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه ششم دی 1388 و ساعت 18:33 |

تذکر : مقاله ذیل اولین مقاله است که ابتدا در مرداد ۱۳۷۸ در وبلاگ گذاشته شد اما از آنجا که دراین اواخر قابل مشاهده نبود  ناگزیر شدم آن را یک باره دیگر بگذارم.

بیان مساله  :                                                              

 مردم جزیرة العرب قبل از اسلام ، اعتقادات و باورهای یکسان نداشتند . بعض پیرو آ ئین حنیف ، گروهی بت پرست ، و تعدادی هم یهودی ، ونصرانی بودند . ناهمگونی در پیروی از کیش مذهبی ، باعث شده بود که در میان قبایل عرب در برخورد با مسایل مختلف ، نه تنها اتفاق نظر وجود نداشته باشد ، بلکه دیدگاها و نگرش های متفاوت وگاه متضاد وجود داشته باشد . یکی از مسایل اخنلاف بر انگیز در دیدگاهای عرب جاهلی رفتار با جنس زن بود . اعراب نسبت به زن نظرات مختلف داشتند . گروهی زن را موجود خوب میدانستند و به زنان خصوصا فرزندان دختر با رأفت  و محبت بر خورد می کردند . عده ای بین زن ومرد ازنظر مقام وشخصیت وجا یگاه اجتماعی ، تفاوت قایل بودند. گروهی زن را موجود پست و نالایق به حساب می آوردند ، و از داشتن فرزندان دختر اکراه داشتند ، وبه قول قران کریم وقتیکه به آنها اطلاع داده میشد که صاحب فرزند دختر شده است از خجالت صورت شان سیاه میشد و در فکر می افتاد د که ننگ وجود اورا تحمل کند یا از سر راه بردارد . (سوره نحل – آیه 58-59) .

     پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که عملکرد ورفتار اغلب طوایف عرب نسبت به زنان نه تنها مهربانانه نبود بلکه توأم با بیرحمی و خشونت و گاه فا جعه آمیز بود . دراین میان قبایل : تمیم ، قیس  ،هذیل  ،کنده ، بکر، و قریش رفتار خشونت آمیز را از حد میگزراندند و اقدام به زنده به گور کرد ن دختران خود می کردند . سوال که ممکن است به ذهن بیاید اینستکه چرا زن از منزلت فروتری در جامعه اعراب جاهلی بر خورداربود؟ در ین پژوهش سعی می شود به این  پرسش در حد توان چواب گفته شود . دلیل اصلی زنده به گور کردن دختران ، غیرت اعراب وهراس آنها از اسارت دختران در جنگها بوده است ؟ یا بیم فقر و تهیدستی وعدم نقش دختران در تولید وباز دهی اقتصادی ؟ رسوبات فکری عصر جاهلی در میان اصحاب و یاران حضرت پیامبر(ص) تا چه حد بوده است ؟ سه سوال اخیر سؤالهای  فرعی این نوشته را تشکل میدهد .

 واژگان کلیدی: زنان ،  اعراب جاهلی ، رسوبات جاهلی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت 20:42 |

تاریخ معرفت به حوادث گذ شته می باشد .بعضها مطلق حوادث چه طبیعی وچه انسانی را در حوزه معرفت تاریخ میداند اما بعض از اندیشمندان این مطلق گرای را در تاریخ قبول ندارد وتاریخ را شناخت حوادث مهم گذشته انسانی می داند . علم تاریخ در نگاه سنتی ناظر به امور منفرد وجزئی است ، اما در نگاه مدرن تاریخ فقط به امور جزئی نمی پردازد بلکه بررسی نهادها ، ساختارها و...هم در حوزه کاری مورخ قرار می گیرد، به همین دلیل است که " فرناند دل" می گوید زمان در تاریخ کهنه شده است یعنی زمان فرق کرده است در بررسی جدید، حادثه به حادثه بررسی نمی شود بلکه یک برهه زمانی بررسی می شود .علم تاریخ از نظر جایگاه در حوزه هستی شناسی قرار دارد وتاریخ، هستی شناسی یک رویداد است .اگر در درون علم تاریخ در باره ماهیت کلی و مفهومی یک رویداد بحث شود نه مصداقی وجزئی،دراین صورت جزء فلسفه نظری تاریخ قرار می گیرد که در باره سمت وسو، مسیر، هدف و رویداد بحث می کند که یک معرفت است ودر حوزه اندیشه ومعرفت شناسی قرار می باشد اما قبل از آن بحث در حوزه هستی شناسی است. یکی از بحث های مهم در علم تاریخ ، فلسفه تاریخ است.

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت 13:4 |

 

آنچه از داده های تاریخ بر می آید، تا اواخر قرن نوزده میلادی افغانستان از نظر تعلیم وتربیت دارای یک نظام مشخص آموزشی نبود، بلکه این کار به صورت سنتی در مراکز فرهنگی آموزشی که میراث صدها سال بود مانند مسجد، مکتب خانه، مدرسه علمیه .... انجام می شد. این شیوه شاید در اکثر کشورها در آن عصر یک شیوه رایج بود تا اینکه امیر شیر علیخان(1879-1867) در سال 1867 به قدرت رسید و حکومت از خاندان سدوزای به خاندان محمدزای  منتقل شد. امیر شیر غلیخان که همزمان بود با سید جمال الدین افغانی، رابطه خوب با سید داشت. به همین خاطر تحت تاثیر گفته ها و ارشادات سید قرار گرفت و به اقدامات فرهنگی دست زد که تاثیر زیاد در تحولات آینده کشور داشت. اولین جریده در تاریخ کشور بنام «شمس النهار» در زمان این امیر، و با اقدامات او شروع به نشر کرد که در اطلاع رسانی و روشن کردن اذهان و افکار در جامعه سنتی افغانستان آن روز،  نقش مهمی داشت. گفته می شود که این جریده زیر نظر مستقیم سید جمال الدین اداره می شد و حاصل تراوشات فکری او بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در شنبه دوم آبان 1388 و ساعت 12:51 |

باستان شناسی از علوم کمکی علم تاریخ به حساب می آید . علاوه بر این علم می توان از علوم کمکی دیگر در تاریخ نام برد مانند : نام شناسی ، قدرت شناسی ، رمز نگاری ، اصالت شناسی ، کتیبه شناسی ، جغرافیا ، علامت شناسی ، نام آب ها ، سکه شناسی ، نوشتار شناسی ، مهر شناسی ، محل شناسی و...

از نظر لغوی باستان شناسی به معنای "علم شناسایی اشیای قدیمی " است . دانش که تمام آثار بر جا مانده از انسانها در زیر یا روی زمین را طبقه بندی وتنظیم می کند .

تا قرن 18 باستاشناسی اهمیت چندان نداشت و آگاهی مردم از عصر باستان به متون تاریخنگاری قدیم و کتاب مقدس محدود می شد ، تا اینکه در سال 1711کشف چند مجسمه باعث شد که 50 سال بعد شهرهای بزرگ " هر کولا نوم " و " پمپی " از زیر توده خاکستر ومواد مذاب بیرون آید . بعد از آن شور واشتیاق خاص برای دست یابی به اشیای باستانی شروع شد وفعالیت های چشمگیر انجام یافت وبرای اینکه باستان شناسی دارای قواعد واصول مشخص علمی باشد ، رشته دانشگاهی به همین نام شروع به کار کرد و بعد از آن باستانشناسی علمی که با روش قاعده مند به تشخص اماکن باستانی ، حفریات ، کشف آثار باستانی ، تحلیل وطبقه بندی سفال ها و ابنیه همت گمارد که نتایج پر بار را به دنبال داشت .امروزه برای کشف آثار باستانی روش های متفاوت به کار گرفته می شود چون : استفاده از کربن برای تشخص قدمت اشیا وعمر تقربی آن ، روش های الکترو مغناطس ، و روش های مبتنی بر آزمایش کیفیت خاک .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 18:58 |

بیان مساله

نظام تعلیم و تربیت از دیر باز نقش سازنده ومهم در تحولات اجتماعی داشته است و امروزه هم طرفداران توسعه و اصلاحات، تعلیم و تربیت را گزینه مناسب برای شروع می بیند چون توجه به اصل تعلیم و تربیت و تمرکز به اصلاح و بازسازی متناسب با روح زمانه میتواند در امر توسعه و هماهنگی آن با کل جهان کمک شایان کند بایک نگاه و نگرش جدید در ابعاد و محورهای چون اهداف، محتوا وساختار تعلیم و تربیت، می‌توان به نوسازی و اصلاح آن اقدام کرد. البته باید دقت کرد در بازسازی و اصلاح تعلیم و تربیت دو نکته تأمين شود:

1- همگام شدن فرایند تعلیم و تربیت با عصر نوین واتخاذ رویکردهای جدید برای پاسخگویی به نیازهای نسل حاضر از طریق باز تعریف مفاهیم اساسی و پرورش شاگرد مستقل، خلّاق و کثرت گرا .

2-  توجه به حفظ سنت ها و میراث کهن فرهنگی که هویت دینی ملی مارا تشکیل میدهد و انتقال آن به نسلهای آینده .

بااین مقدمه‌ مي‌پردازيم به بررسي اهداف فرهنگي. درابتدا این اهداف آنطور که از نصاب تعلیم و تربیت کشور استخراج شده ذکر می گردد آنگاه اهداف تعلیم و تربیت از نظر اسلام بیان می شود و بعد توصیف فرهنگ، کارکردهای آن ونظر اسلام درباره فرهنگ به اختصار ذکر می گردد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388 و ساعت 21:6 |

  

           

چکیده

عدالت واژه مقدس است که در میان تمام ملل عالم از ارزش واهمیت زیاد برخوردار است .بزرگان ،حکیمان ومصلحان همواره انسانهارا به عدالت ورفتار انسانی برابر با همنوع خود دعوت کرده اند .کلیه ادیان چه الهی وچه بشری پیروان خود را به عدالت وبرابری رهنمون ساخته و در این میان دین مبین اسلام ،برنقش عدالت در قوام دین واستحکام پایه های ایمان در راستای ایجاد جامعه خدا گر ا که در آن همه افراد بدون نظر داشت وابستگی های قومی وعشیره ای ،صرفا با محوریت ایمان از درجه یک سان وحقوق اجتماعی برابر  بر خور دار باشند، تاکید زیاد کرده اند وپیامبر خاتم  در دوران رسالتش نه تنها خود مجسمه عدل بود بلکه بارفتار عادلانه ودر پیش گیری رویکرد عدلالت گرایانه اجتماعی، پایه های جامعه دینی عدل مدار را بنیان نهاد که اگر فرامین ، دستورات وروشهای آنحضرت بعد از ایشان به خوبی اجرا می شد وجلو خطا ولغزش در رفتار والیان وحاکمان گرفته می شد ،به یقین امروز جامعه یکسان وبرابر با محوریت عدالت اجتماعی داشتیم واز ظلم وتبعیض ونابرابری واجحاف وتعصب های ایلی وعشیره ای  خبری نبود. این مقاله برآن است تا عدالت اجتماعی از منظر پیامبر اسلام را بررسی کرده ونمونه های از عملکرد وتوصیه های آن حضرت را در این موضوع اشاره کند.

واژگان کلیدی:  پیامبر ، عدالت اجتماعی ،برابری، یکسان نگری .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:12 |

بیان مساله

                              

تعلیم و تربیت در تاریخ تمدن انسانی، عمر به قدمت حیات بشر دارد. از قرون اولیه که حیات شکل گرفت تا دوره فعلی که پیشرفت های علمی و تکنولوژی به اوج خود رسیده است، تعلیم تربیت به شیوه ها و طُرُق مخلتف ادامه داشته است. اصولاً انسان وقتی که به دنیا می آید، فاقد درک و شناخت خود و محیط اطراف می باشد، اما در اثر آموزش و استمرار آن، رفته رفته به مراتب از درک و شناخت، کشف مجهولات، تسخیر و تسلط بر پدیده های طبیعی، می رسد، کمالات انسانی وارزنده را کسب می کند و پیشرفت های دینی، اخلاقی، علمی . . .  مرهون برخوردار شدن انسان از تعلیم و تربیت و توسعه آن متناسب با شرایط زمانی و مکانی می باشد. به همین دلیل در مکاتب دینی و بشری، خصوصاً در دین مقدس اسلام، برای تربیت و تعلیم در تمامی مراحل زندگی، دستورات ویژه ای داده شده است. چون تعلیم و تربیت علاوه بر تاثیر گذاری در رشد ارزشهای والای انسانی در ابعاد اخلاقی، اعتقادی و رفتاری، در ایجاد تحول مادی و رفع نیاز های اجتماعی مانند نیازهای اقتصادی، سیاسی، نظامی، نقش اصلی و کلیدی دارد.به همین جهت است که اندیشمندان مانند ابوحامد محمد غزالی[1] و خواجه نصر الدین طوسی[2]، تعلیم و تربیت را « اشرف صناعات دانسته اند».

در تعلیم و تربیت همانطور که نفس این کار دارای اهمیت است، اهداف آن نیز به همان میزان مهم است. چون اهداف نادرست یا نا آگاهی نسبت به هدف های درست و عدم توانای رسیدن به آن، در شکست اهداف تعلیم و تربیت دخیل است. با توجه به این مساله تعیین هدفها و ترسیم مسیر رسیدن به آن، از ضروریات است، این کار شناخت و آگاهی، و مطالعه عمیق و همه جانبه نسبت به مردم، آیین ، مذهب، سابقه تاریخی، موقعیت جغرافیایی و نوع نگاه به آینده را می طلبد تا از بسیج نیروها و برنامه ها و بکار گیری روشها و راه های منتهی به آن، نتایج پیش بینی شده بدست آید. نظام تعلیم و تربیت افغانستان که به جهت تربیت نیروهای خلاّق، مبتکر، کمال یافته، برای اداره، کنترل و تنظیم و هدایت فردای کشور شکل گرفته، یقیناً اهداف چون: پرورش انسان های متدیّن، معتقد به خدا و دین اسلام، معتقد به ارزشهای دینی، احترام گذار به سمبل ها و نماد های اجتماعی، قانون مدار، جامعه پذیر و پویا را در سرلوحه اهداف خود قرار داده است، شناخت این اهداف و بررسی آن بر اساس معیار های اسلامی و مورد پذیرش جامعه افغانستان، در شفافیت بخشی و کشف ضعف ها و نارسایی ها، به غرض نایل شدن به اهداف تعیین شده بسیار ثمر بخش و مفید می باشد. برای این منظور ، در نظر است  اهداف اجتماعی ، اعتقادی ، فرهنگی ، علمی واقتصادی تعلیم وتربیت افغانستان که توسط وزارت معارف تدوین و منتشر شده است وچند سالی است در مراکز آموزشی ومکاتب کشور دنبال می شود ، در چند مقاله جداگانه مورد تحلیل وبررسی قرار گیرد  .  این مقاله به تحلیل وارزیابی اهداف اجتماعی اختصاص دارد  .

اهداف اجتماعی یکی از اهداف بسیار مهم در تعلیم وتربیت است.داشتن روح جمعی،احساس تعلق به واحد بزرگی بنام جامعه،ودرک تکلیف در قبال آن،احساس همدردی ویگرنگی در برابر افراد، داشتن روح پر تلاش و پویادر راستای بهبودی اقتصادی، پارامترهای اصلی در اهداف اجتماعی می باشد.در ذیل، ابتدا این اهداف ، ذکر می گردد آنگاه به شرح و تبین آن می پرداخته می شود:

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 21:20 |

 

تعریف تعلیم و تربیت

واژه تربیت

تربیت کلمه عربی و معادل «Eduction» در انگلیسی است. در فارسی از آن به آموزش و پرورش هم یاد می شود. از نظر ریشه‌یابی کلمه انگلیسی واژه تربیت به این نتیجه می‌رسیم که تربیت عبارت است از «بیرون کشیدن کودک از حالت نخستین و از خود بیرون آمدن او» بعدها به معنای مراقبت که در پرورش و تغذیه کودکان اعمال می شود، مراقبت در امر پرورش روحی آنان و آموختن علم و مهارت نیک به آنهانیز به کار رفته است. [1]

ریشه لغوی تربیت

آنچه که از کتب لغت مانند لسان العرب، تاج العروس ... استفاده می‌شود اینست که واژه تربیت با دو ماده لغوی «رَبَوَ» و «رَبَبَ» مرتبط است. در قرآن هم در بعضی از آیات،که ماده تربیت و مشتقات آن بکار رفته است از ریشه «رَبَوَ» است: . قل رب ارحمها کما ربیانی صغیرا.[2]

در این آیه کلمه ربیانی از ریشه رَبَوَ است به معنی رشد و نمو جسمانی است. «الم نربک فینا ولیدا و لبثت فینا من عمرک سنین»[3] (فرعون گفت)آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم،وسالهای از زندگیت را در میان ما نبودی؟!دراین آیه هم نربک بمعنی پرورش جسمانی است بر خلاف واژه تربیت و مشتقات آن که از ریشه «رَبَوَ» است، تربیت از ریشه  رَبَبَ در قرآن زیاد بکار رفته است مشتقات کلمه رَبَبَ کلمات مانند «رب» «ربوبیت» «مربوب» است. بنابراین تربیت از ریشه «ربو» ریشه فرعی وثانوی دارد و از ماده «ربب» دارای ریشه اصيل و اولی می‌باشد. تفاوت این دو ریشه در معنی تربیت. تربیت ار ریشه «ربو» به معنی تربیت جسمانی است و تربیت از ماده (ربب) به معنی تربیت معنوی وکمال روحانی و کسب فضایل می باشد. در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، آمده است که وقتی ماده «ربو» در مورد تربیت انسان به کار رود مراد رشد و نمو و تربیت بدنی جسمانی و مادی است. بر خلاف تربیت از ریشه اصلی «ربب» که به معنای رشد و کمال معنوی است.[4]

امّا تعریف جامع و دقیق تربیت که در آن ضعف های ذکر شده نباشد و تا حدودی تمام ابعاد وجودی تربیت شونده را در بر می گیرد اینست:

تربیت عملی است عمدی که از جانب مربی برای به فعلیت رساندن و شکوفا ساختن قوه ها و استعدادهای وجودی متربی، بصورت آگاهانه انجام می شود.

از آن جا که تربیت کار عمدی است باید بصورت آگاهانه انجام شود تربیت غیر عمدی و تصادفی، تربیت اصطلاحی اطلاق نمی شود در تعریف ارائه شده دو ویژگی عمدی بودن و آگاهانه انجام دادن فرایند تربیت ، لحاظ شده است که اشاره به شکوفا سازی قوه‌هاو استعدادهای وجود متربی است.با این تعریف یک سو نگری وضعفهای تعاریف دیگر تا حدودی بر طرف شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 21:34 |

نقد بر كتاب «ديباچه‌اي بر نظريه انحطاط ايران»

مقدمه 

اين كتاب توسط دكتر سيدجواد طباطبايي در زمستان 1380 منتشر شد. موضوع اصلي آن تامل درباره سياست، حكومت و فرهنگ ايران در دوره گذار  مي‌باشد. نويسنده سعي كرده است علل سقوط دوره زرين فرهنگ ايران را بازيابي مجدد كند و در اين ميان تمركز اصلي روی ساختار حكومت صفوي و كاركردهاي آن مي‌باشد. از آنجائيكه زبان نقد طباطبايي در اين كتاب همچون ديگر آثار ايشان، بسيار تند است و همه چيز را بصورت صريح و مستقيم مورد انتقاد قرار داده ، از زمان انتشار بلافاصله واكنش‌هايي را در محافل علمي و آكادميك باعث گرديد و نويسندگان زياد، اين كتاب را مورد نقد و بررسي قرار دادند. در اين مقاله نيز سعي شده است اين كتاب از موضع ديگر مورد نقد قرار گيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 23:13 |
 اهداف کلی تعلیم وتربیت افغانستان

رساله ای کارشناسی ارشد اینجانب تحت عنوان: بررسی اهداف کلی تعلیم وتربیت افغانستان در دوره فعلی، در تاریخ ۱۵/۸/۱۳۸۷ در مدرسه عالی فقه ومعارف اسلامی، دفاع شد. در ذیل چکیده این پایان نامه ذکر می گردد و نسخه کامل آن در مدرسه فوق نگهداری می شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 21:9 |

 

 

  اندیشه سیاسی آیـه الله خوئی

 

آیـه الله خوئی بدون شک یکی از چهره های بزرگ در عرصه فقاهت در دوران معاصر می باشد دیدگاههای فقهی واصولی وحلقه درس پر بار ومکتب فکری او با شاخصیت ویژه اش از او یک شخصیت ماندگار وتاثیر گذار در تایخ مرجعیت شیعه ساخت. در این میان اندیشه سیاسی ایشان در بعد حکومت ومدیریت سیاسی ورتق وفتق امور اجتماعی در عصر غیبت از اهمیت زیاد بر خوردار است. ایشان حکومت را همانگونه که در عرف عمومی کار برد دارد می شناسد وتعریف خاص از آن ندارد .او در جاهای مختلف از بانک حکومتی،ادارات حکومتی،وحکومت اسلامی نام برده که منظورش حکومت در اصطلاح رسمی است که عبارت از تشکلات سیاسی واداری که مدیریت کشور را در دست دارد می باشد. در ادبیات فقهااز بعد سیاسی مفاهیم «حکومت » «ولایت »و «نظام» معمولا به معنای واحد بکار رفته اند از نظر ایشان مفهوم دولت و حکومت معنای واحد دارد . ایشان نظام را گاهی به معنای حکومت بکار برده وگاهی آنرا دارای معنای وسیع دانسته که عبارت از مجموع سیستم سیاسی ,اجتماعی و اقتصادی است که نظم , امنیت وحیات جامعه به آن بستگی داشته باشد. بر خلاف مفهوم حکومت ,مفهوم ولایت را بخوبی تعریف کرده :« ولایت عبارت از تسلط وتمکن از تصرف در مال خود و غیره است»  در جای دیگر از ولایت به « سلطنت مفوضه » تعبیر کرده است که ولایت سیاسی را نیز در بر می گیرد. ولایت به معنای سیاسی چزی است که ایشان از آن به «خلافت» و «ولایت»تعبیر کرده که معنای مترادف با حکومت دارد. از نظر ایشان ولایت سیاسی دونوع است:

 

                   

                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 17:50 |
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 13:7 |

 

                         

 

 

 

 

 

 

 

 بیان مساله  :                                                             علیجان سعیدی  *  

 

 

  مردم جزیرة العرب قبل از اسلام ، اعتقادات و باورهای یکسان نداشتند . بعض پیرو آ ئین حنیف ، گروهی بت پرست ، و تعدادی هم یهودی ، ونصرانی بودند . ناهمگونی در پیروی از کیش مذهبی ، باعث شده بود که در میان قبایل عرب در برخورد با مسایل مختلف ، نه تنها اتفاق نظر وجود نداشته باشد ، بلکه دیدگاها و نگرش های متفاوت وگاه متضاد وجود داشته باشد . یکی از مسایل اخنلاف بر انگیز در دیدگاهای عرب جاهلی رفتار با جنس زن بود . اعراب نسبت به زن نظرات مختلف داشتند . گروهی زن را موجود خوب میدانستند و به زنان خصوصا فرزندان دختر با رأفت  و محبت بر خورد می کردند . عده ای بین زن ومرد ازنظر مقام وشخصیت وجا یگاه اجتماعی ، تفاوت قایل بودند. گروهی زن را موجود پست و نالایق به حساب می آوردند ، و از داشتن فرزندان دختر اکراه داشتند ، وبه قول قران کریم وقتیکه به آنها اطلاع داده میشد که صاحب فرزند دختر شده است از خجالت صورت شان سیاه میشد و در فکر می افتاد د که ننگ وجود اورا تحمل کند یا از سر راه بردارد . (سوره نحل – آیه 58-59) .

     پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که عملکرد ورفتار اغلب طوایف عرب نسبت به زنان نه تنها مهربانانه نبود بلکه توأم با بیرحمی و خشونت و گاه فا جعه آمیز بود . دراین میان قبایل : تمیم ، قیس  ،هذیل  ،کنده ، بکر، و قریش رفتار خشونت آمیز را از حد میگزراندند و اقدام به زنده به گور کرد ن دختران خود می کردند . سوال که ممکن است به ذهن بیاید اینستکه چرا زن از منزلت فروتری در جامعه اعراب جاهلی بر خورداربود؟ در ین پژوهش سعی می شود به این  پرسش در حد توان چواب گفته شود . دلیل اصلی زنده به گور کردن دختران ، غیرت اعراب وهراس آنها از اسارت دختران در جنگها بوده است ؟ یا بیم فقر و تهیدستی وعدم نقش دختران در تولید وباز دهی اقتصادی ؟ رسوبات فکری عصر جاهلی در میان اصحاب و یاران حضرت پیامبر(ص) تا چه حد بوده است ؟ سه سوال اخیر سؤالهای  فرعی این نوشته را تشکل میدهد .

 

واژگان کلیدی: زنان ،  اعراب جاهلی ، رسوبات جاهلی .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:58 |
سلام دوستان عزیز :

این اولین سخن بنده در این وبلاگ می باشد . در نظر دارم انشاء الله نظرات ، دیدگاها ، مقالات و تحلیلهایم را راجع به موضوعات مختلیف در ج کنم.پس منتظر باشید.

+ نوشته شده توسط علیجان سعیدی در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 12:13 |
FF9933